152مدح و يا ذم و اثبات يا نفى شود.»
ابن تيميه حصر موجودات به مقولات عشر و حصر اعراض به اعراض نه گانه و حصر جواهر به جواهر پنج گانه را سخنى استقرايى و غير برهانى مىداند. 1
6- 1- مقولات جوهرى
ابن تيميه برخى مقولات جوهرى؛ مانند جسم و نفس و برخى اعراض، مانند كم و كيف و اضافه را مىپذيرد اما نه به معنايى كه حكما از آن اراده مىكنند. و نيز برخى از مقولات جوهرى مانند عقل و نفس - با آن معنايى كه حكما باور دارند - را رد مىكند و مىنويسد:
«فالجسم جوهر حسي والباقية جواهر عقلية، لكن ما يذكرونه من الدليل على اثبات الجواهر العقلية إنما يدل على ثبوتها في الاذهان لا فى الاعيان» .
2
«جسم جوهرى حسى و بقيۀ جواهر ]جوهرهايى كه حكما برمىشمارند [ جوهرهاى عقلى هستند و دلايلى كه براى اثبات جواهر عقلى بيان مىكنند تنها بر ثبوت ذهنى آنها دلالت دارد نه ثبوت خارجى.»
6/1-1جسم:
ابن تيميه براساس استعمال قرآن بقره: 246 و منافقون: 4 جسم را بدن و جسد مىداند اما قول متكلمانى را كه جسم را جوهر حسى و اعراض را صفات قائم به جسم مىدانند 3رد نمىكند و مىنويسد: اهل اصطلاح لفظ جسم را از معناى فوق به چيزى كه اعم از آن است منتقل كردهاند و هوا و شراره آتش را نيز جسم ناميدها ند كه عرب آن را جسم نمىداند، سپس گاهى از جسم، نفس جسد قائم به نفس را اراده كردهاند. وى همچنين بين دو اصطلاح جسم تعليمى و جسم طبيعى تفاوت مىگذارد و در ادامه مىنويسد: اهل عرف بين اين دو اصطلاح «جسم تعليمى مجرد از محل» كه ماده و صورت ناميده مىشود و «جسم طبيعى موجود» تفاوت مىگذارند. 4
وى تقسيم حكما از جسم؛ به عنصرى و فلكى و حصر اجسام به آن دو را نمىپذيرد 5و نيز تركيب جسم از جوهر فرد را رد مىكند و مىنويسد: « و أكثر الناس على أنّه الجسم ليس بمركب من الجواهر المنفردة و هو الصواب» ؛ 6«بسيارى از مردم بر اين عقيدها ند كه جسم مركب از جوهرهاى جدا از هم نيست و اين سخن درست است.» وى تركيب جسم از ماده و صورت را نيز باطل مىداند و مىنويسد:
«أنّ ما ذكروه من أن الجسم مركب من جواهر منفردة متشابهة عرض لها التركيب أو من مادة و صورة وهما جوهران من أفسد الكلام» .
7
«آنچه كه دربارۀ جسم گفتها ند كه مركب از جوهرهاى جداگانه است و تركيب عارضش شده