98آنها مى تواند چندين مجلد كتاب شود. اين حملات در حدى بود كه گاه سالها حج تعطيل يا دست كم از مسيرهاى خاصى ممنوع مى شد. انعكاس اين حملات در كتاب هاى فقهى نيز آمده بود و بحثى در بارۀ پرداخت اين وجوه به بدوىها كه پول زور است يا خير، شده بود.
ج: ريگزاره هاى باديه
ريگ هاى باديه فراوان بوده و اين مسأله مورد توجه شاعران ما قرار گرفته كه يا خود در اين سفرها شاهد آن بوده اند، يا آن كه وصف آن را از مسافران شنوده اند. اوحدى در قصيده اى كه در بارۀ آرزوى سفر حج سروده گويد:
دل من روشن از آن است كه از روزن فكر
ريگ آن باديه در ديدۀ بيناست مرا
گرد ريگى كه از آن زير قدمها ريزد سرمه وارش همه در ديدۀ سر بايد كرد 1
به روايت قاضى نورالله، لسانى شاعر نيز در مديحه اى گويد:
ريگ بيابان او سرمۀ عين الجنان
خاك مغيلان او گلبن جنت سرا 2
شوريده بودن باديه پديده اى كه در اثر كم آبى و خشكسالى پديد مى آمد، گاه سبب مى شد خراسانيان مسير را تغيير داده از راه شام به حج روند. در بارۀ قتل حسنك وزير اين اتهامى شد براى اثبات قرمطى گرى و قتل وى توسط سلطان غزنوى؛ چنان كه گرديزى نوشته است: «سبب آن بود كى اندر آن وقت كى امير حسنك از امير محمود، رحمه الله، دستورى خواست و به حج رفت و چون از حج بازآمد، به راه شام، از آنك راه باديه شوريده بود و از شام به مصر رفت و از عزيز مصر خلعت ستد، او را متهم كردند كى او به عزيز مصر ميل كرد و بدين تهمت رجم بر وى لازم شد. پس امير مسعود بفرمود تا خودى بر سر او نهادند و او را بر دار كردند و سنگريز كردندش و پس سر او را برداشتند و به بغداد، نزديك قاهر فرستادند.» 3(گرديزى، 283) .
د: سموم باديه
يكى از سختى هاى باديه، بادهاى سمى است كه آزار دهنده و حتى كشنده است! وقتى اين باد بر مى خيزد، همراه آن خاك هاى سمى به هوا رفته و استشمام آن افراد را گرفتار مرگ مى كند. اين مسأله سوژه ديگرى است كه در اين شعر نزارى قهستانى شاعر قرن هفتم هجرى بكار رفته است:
روندگان رهِ كعبه را ز غايت شوق
سموم باديه خوشتر ز سايۀ طوبى 4
چنان كه خاقانى گفته:
گر در سموم باديه «لا» تبه شوى
آرد نسيم كعبه الاّ اللهت شفا 5
در بارۀ ابوتراب نخشبى هم گفته ا ند: «ابو تراب در باديه در نماز بود، باد سموم وى را بسوخت. يك سال