134
فُسْطَاطٌ يَلْجَئُونَ إِلَيْهِ وَ فُسْطَاطُ الْمُسْلِمِينَ الْعَقْلُ» . 1
در اين روايت شريف، عقل به عنوان ابزار و توشۀ مؤمن و اسب راهوار حركت در مسير نيكىها و تكيهگاه مؤمن در زندگى و هدف عبادت و حافظ عبادتِ عبادتكنندگان و سرمايۀ مجتهدان و سرپرست خانۀ صديقان و آبادى منزل آخرت و عقبه و خلف شايستۀ صديقان و خيمه و پناهگاه مؤمن معرفى شده است. اين روايت شريف، نه تنها محور ديندارى بلكه هر امر مهمّى را «عقل» معرفى مى كند.
در روايتى از امير مؤمنان عليه السلام آمده است كه فرمودند: «فَقْدُ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَيَاةِ وَ لاَ يُقَاسُ إِلاَّ بِالأَمْوَات» ؛ 2«نادارى عقل، مساوى نادارى زندگى است و انسان بىخرد تنها با مردگان سنجيده مىشود.» و از امام صادق عليه السلام گزارش شده: «الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان» . 3و امام رضا عليه السلام نيز فرموده ا ند: «دوست هر انسان عقل او و دشمنش نادانى اوست؛ «صَدِيقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُه» . 4
متكلمان اماميه بر اساس آيات و روايات فوق و ده ها آيه و روايتى كه دربارۀ «جايگاه عقل در كسب معرفت» آمده، يكى از مهمترين منابع كسب معرفت را عقل و يكى از برترين روشهاى شناخت را شناخت عقلى مىدانند؛ چنانكه در بحث وجوب معرفت به پارهاى از سخنان بزرگان اماميه در وجوب معرفت عقلى اشاره كرديم.
اما در اينجا لازم است به چند نكته اشاره شود:
2/1. جايگاه عقل در ساحت وجودى دين
آيا عقل در ساحت وجودى دين و جعل احكام دين و به عبارت ديگر، در هستى شناسىِ دين دخالت دارد يا تنها ابزار شناخت دين و استنباط احكام شريعت است؟ عالمان اماميه معتقدند عقل را در حوزۀ وجودى دين دخالتى نيست بلكه اين حوزه مختص خداست و عقل تنها در حوزۀ معرفت دينى راهگشا است؛ 5چنانكه خداى سبحان مى فرمايد:
(شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ) . 6
«خداى سبحان براى شما همان دين را تشريع كرد كه نوح را بدان سفارش نمود وآنچه كه به تو وحى كرديم وآنچه كه ابراهيم، موسى و عيسى را بدان سفارش نموديم، اين است كه: دين را به پا داريد و درآن پراكنده نشويد.»
اين آيۀ شريفه تشريع دين را به خداوند اختصاص داده و ما را به برپا داشتن آن، مأمور مى سازد وبه