1321. معرفت خدا با تفكر حاصل مىشود نه با تقليد.
2. تفكر براى شناخت خدا ضرورى است.
3. وجوب مذكور برخلاف اشاعره و سلفيه، عقلى است نه شرعى.
خلاصۀ سخن اينكه از نگاه علماى اماميه، تقليد در مسائل اعتقادى كه اصول و پايههاى دين را تشكيل مىدهد، پذيرفته نيست و لازم است هر انسانى به نداى فطرى خويش پاسخ مثبت دهد و با فطرت خداجوى خويش، خدايش را بشناسد و براى اعتقاد خويش دليل عقلى اقامه كند و در اين راه به گفتۀ ديگران بسنده نكند.
روشها، منابع و ابزار معرفت:
در كلام اماميه روشهاى گوناگون معرفتى؛ مانند روش وحيانى، فطرى، شهودى، عقلى، نقلى و تجربى معتبر شمرده شده است و در كلام اماميه از روشهاى مذكور به جز روش وحيانى كه ويژه انبيا و رسولان الهى است و شيوۀ عرفانى كه ويژۀ عارفان است، 1استفاده مىشود كه براى اثبات ادعاى مذكور به بررسى آنها مىپردازيم:
1. شيوه تجربى
متكلمان براى اثبات برخى از اوصاف الهى؛ مانند قدرت و علم، از مقدمات تجربى استفاده مىكنند. در اثبات وجود خدا و قدرت و اختيار او از حدوث عالم و در اثبات علم الهى، از نظم عالم استفاده مىكنند و يا يك كبراى كلى نيازمندى محدَث (به فتح دال) به محدِث (به كسر دال) و نيازمندى نظم به ناظم عالم به اثبات وجود يا علم و قدرت حقتعالى مىپردازند و اين دليل بر اعتبار معرفت تجربى در كلام اماميه است؛ چنانكه ابن ميثم در استدلال بر وجود واجب مىنويسد: «إنّ العالم محدَث و كلّ محدَث فله محدِث. . .» 2
خواجه نصير طوسى، متكلّم نامىِ اماميه نيز در اثبات علم الهى نظام مستحكم جهان را دليل علم پروردگار مىداند. 3
اين شيوه در متكلمان متقدم بر آنها رسميت داشته و در متكلمان بعد نيز تداوم يافته است. 4
پس مشاهدات تجربى مىتواند صغراى دلايل كلامى براى كسب معرفت در الهيات باشد و ابزارهاى حسى در معرفت جهانِ مادى ضرورى هستند، ليكن حدود بهرهگيرى از ابزار حسى را عقل معين مىكند و مهمترين آنها چشم و گوش هستند؛ چنانكه خداى تعالى مىفرمايد: