103باديه را به طريق تجريد قطع كردم و اندك عُجبى در نفس من پيدا شد. چون اين خاطر بر سرّ من بگذشت، ابو بكر كتانى - رحمة الله عليه - يا غير او كه من شك دارم از آن سوى حوض نشسته بود، اين خاطر سرّمن بدانست، پس مرا آواز داد كه اى حجام! تا كى با نفس خويش اباطيل مى گويى [و روايت شده است كه او را گفت]: يا حجام! دل را نگاه دار و با نفس خويش سخنهاى باطل مگوى.» 1
همچنين از عارف بزرگى نقل مى كنند كه گفت: «به تنهايى در باديه رفتم و رنج ها كشيدم تا به مكّه رسيدم و خودبينى و خودپسندى (عُجب) در نفس من فراديد آمد! پيرزنى مرا ديد و گفت: اى فلان، من با تو در باديه همسفر بودم و با تو سخن نگفتم تا تو را از ذكر خود باز ندارم، اينگونه وسوسه ها را يعنى عجب از خود دور كن!» 2
در همين زمينه عبدالرحمان جامى در بارۀ محمّد بن يوسف بن معدان البنّاء نوشته است:
كنيت او «ابو عبد الله» است. گفتهاند كه وى از سيصد شيخ كتابت حديث كرده بود. پس ارادت خلوت و انقطاع بر وى غالب شد و به عزيمت مكّه بيرون رفت، و باديه را به قدم تجريد قطع كرد. 3
ه-: باديه و «اِلاَّى» لا اله الاّ الله
باديه مفهومى براى «گذار» است، گذار از نقطه اى به نقطۀ ديگر كه البته نقطۀ دوم بسيار ارزشمند است و هدف محسوب مى شود. وقتى در اين سوى «لا إلَه» باشد با عبور از «إلاّ» به «الله» مى رسيم. اين تشبيهى است كه در متون كهن عرفانى آمده است. به اين نمونه بنگريد: «اى جوانمرد همّت اين جوانمردان به كعبه و بيت ا لمقدس و آسمان و زمين طوف نكند؛ زيرا كه او را كعبهاى است وراى همه كعبه ها. سراير را كعبهاى ساختهاند و ظواهر را كعبهاى ساختهاند. سراير به كعبه ظواهر نياسايد و ظواهر به كعبۀ اسرار نياسايد. عجب كارى است مرد نشسته و پاى در دامن كشيده و سرّ او در طواف. آرى، در عالم «لا إله إلاّ الله» كعبهاى است كه صورت لا اله الاّ الله در مقابله آن كعبه همچنان است كه صورت اين عالم در مقابله آن كعبه. اسرار كه طواف كند، گرد وى كند، سرّ عالم صورت حرم است و سرّ حرم مكّه و سرّ مكّه كعبه و سرّ عالم حقيقت قرآن است، و سرّ قرآن كلمه و سرّ كلمه الله. ميدان لا إله ببايد بريد و در باديۀ الاّ ببايد رفت و از سر شوقى اين باديه به سر بايد برد تا به كعبة الله رسى، آنگه مجرد وار طوفى از سر رجا و خوفى ببايد آورد و نفس را به مناى وقت خود آرى و قربان كنى.» 4
و: باديه محل رياضت
درست است كه باديه محل گذر است و بايد آن را رفت و از آن عبور كرد و به مقصود كه همان كعبه