159زيرا مانند گوسفند سرش بريده شد و با او 18 نفر از اهل بيتش به شهادت رسيدند كه در روى زمين مانند نداشتند. آسمان هاى هفتگانه بر قتل او گريستند. . . اى پسر شبيب! اگر خرسند مى شوى كه در رستاخيز در مرتبۀ ما باشى، در اندوه ما اندوهناك و در شادى ما شاد باش و بر ولايت ما پايدار. . .» 1
امام صادق عليهالسلام نيز مى فرمايند:
«الْحُسَيْنُ عليهالسلام عَبْرَةُ كُلِّ مُؤْمِن» 2
«امام حسين مايۀ اشك هر مؤمن است.»
خود آن بزرگوار فرموده ا ند:
« أَنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لاَ يَذْكُرُنِى مُؤْمِنٌ إِلاَّ اسْتَعْبَر» 3
«من كشته اشكم، مؤمنى مرا ياد نمى آورد مگر آنكه اشك از ديدگان مى بارد.»
سيد شرف الدّين نمونه اى از روايات بسيار را در فضيلت عزادارى و ثواب فراوان آن، از امامان معصوم عليهمالسلام نقل مى كند كه در كامل الزّيارات ابن قولويه، قرب الاسناد، عيون اخبار الرّضا و امالى شيخ صدوق و. . . آمده است و در پايان يادآور مى شود:
«اين روايات و ديگر اخبار صحيح و متواتر (با همين مضمون) از ائمّه اطهار عليهمالسلام حجّت مسلّمى بر رجحان عزادارى و مشروعيت آن است؛ زيرا گفتار ائمّه عليهمالسلام ثقل اصغر و عملشان و امضا و تأييد آن ها حجّت است، به جهت عصمت و به دليل عقل و نقل حجّت هستند.
چنانكه به تفصيل در كتاب «سبيل المؤمنين» بحث كرديم، اكنون در برابر مخالف عزادارى يادآور مى شويم كه حجّت تمسّك و اقتدا به ائمّه عليهمالسلام فقط به دليل عصمتشان نيست، بلكه همه اجماع دارند كه آنان در فتوا و بيان احكام شرعى حجت هستند و اصلاً ايشان از فقهاى چهارگانه و هم رديفانشان مانند ثورى و اوزاعى در صحت فتوا دادن كمتر نيستند، نه از جهت علم و نه از جهت عمل:
«اى اهل انصاف، اگر اين ماتم ها را ابوحنيفه و يا رفيقش ابويوسف و شيبانى تأييد كنند، مخالفان ما از آن استقبال مى كنند و آن ها را در طول زندگى مى پذيرند و بر ما انكار مى كنند، ولى اكنون چون از ائمّه عليهمالسلام رسيده و تأكيد شده، پذيرا نيستند.» 4