108معتقد است بعد از اين سه دوره، امت دچار تفرقه و تكثر آراء شدند. شوكانى مى نويسد: بىشك اجماع صحابه حجت است. ايشان داوود الظاهرى را نيز از كسانى مى داند كه حجيت اجماع را منحصر به صحابه مى كنند.
ابوحنيفه نيز معتقد است كه اگر صحابه بر چيزى اجماع كردند، پذيرفته است؛ به گزارش شوكانى، احمد بن حنبل نيز اجماع صحابه را به طور قطع پذيرفته مى داند. 1
صالح العثيمين اجماع مجتهدان دورههاى بعد از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را در صورتى حجت مى داند كه اولاً از ميان مجتهدان امت احدى مخالف نداشته باشد؛ چه در دورۀ علمايى كه اجماع مى كنند و چه در دورههاى قبل. بنابراين، اجماع صحابه و مجتهدان دورههاى بعد، به شرط آنكه مخالفى در دورههاى قبل نداشته باشد حجت است.
از نگاه نگارنده، اجماع صحابه حجت است؛ چون امير مؤمنان داخل در صحابه است. بنابراين، اگر در مسألهاى صحابه اجماع كرده باشند و امير مؤمنان داخل در آن بوده يا با آن مخالفت نكرده باشد، حجت است؛ زيرا داراى مقام عصمت است و حكمى كه آن حضرت دربارۀ آن سخن گفته باشد يا با عملش يا سكوتش آن را در حال اختيار تأييد كرده باشد، منطبق بر كتاب خدا و سنت رسول الله بوده و حجيت آن قطعى است، اما هرگاه سخن يا عملى از صحابه صادر شده باشد و آن حضرت با آن مخالفت كرده باشد، بر اساس مبانى بزرگان سلفيه اجماعى محقق نشده است تا در حجيت آن بحث شود.
بر اين اساس، اجماع مجتهدان دورههاى بعد از صحابه، اگر منطبق بر كتاب و سنت بوده و مخالف اجماع صحابه نباشد حجت است.
بررسى استدلال هاى سلفيه بر حجيت اجماع:
يكى از مستندات آنان، آيۀ شريفۀ وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ. . . وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنين. . . است.
بديهى است كه مخالفت با حضرت رسول، بعد از آشكار شدن راه هدايت و پيروى از مسيرى غير از مسير مؤمنان پيرو پيامبر اسلام گمراهى است؛ يعنى همراهى مؤمنان تا زمانى كه در مسير پيروى از