95محمد حسن» در مصر ترجمه و به سال 2001 منتشر شده، در اين سفر با محمدعلى و چند ايرانى شيعۀ ديگر همراه بوده است. وى با همراه خود اين مسير را رفته و تا اواخر اقامتش در رياض، اين كاوران كوچك متشكل از اين فرنگى و چند عرب و ايرانى با يكديگر بوده و فرنگى ياد شده اطلاعات جالبى در بارۀ هيئت ايرانى داده است.
ترجمه حاضر از آن كتاب عربى شده، اولاً به بخشهاى مربوط به ايرانىهاپرداخته و ثانياً در همان بخش هم به اختصار و گزارشوار مطالب نقل شده است. اميد است زمانى اين دو مجلد كه حاوى اطلاعات مهمى در بارۀ دولت اول وهابى و باورها و عقايد آنها و نيز اطلاعات با ارزش ديگر است در بارۀ منطقۀ جنوبى خليج فارس است به فارسى درآيد. (صفحات داخل پرانتز، ارجاع به همين كتاب است و در نقلهايى كه از مجلد دوم شده، شماره صفحه همراه با عدد 2 يعنى مجلد دوم آمده است.
وليام پالگريو مىنويسد:
امير طلال دنبال آن بود تا ارتباط مداوم و پيوستهاى با بلاد فارس داشته باشد. علت آن را با نگاهى به نقشه مىتوان دريافت. جبل شمر در مسيرى قرار داشت كه در ناحيۀ ميانى جزيرة العرب و نواحى شمالى به سمت حجاز مىشود. معناى اين سخن آن است كه اين خط، مسير كاروانهاى حج ايرانى بود كه هر ساله براى حج و زيارت قبور در مدينه و