167شيخ دعوت و به دنبال آن مبارزهاش را با مسلمانانى كه از نظر وى عقايدشان شركآلود بود آغاز كرد و بعد از فتح رياض در سال 1187 اموال و غنايم به دست آمده را به آل سعود بخشيد و خود رهبرى دينى مردم را بر عهده گرفت. 1
او در آموزش مسائل دينى بسيار سختگير بود؛ چنانكه مردى از اهالى الوادى يك بار در درس حاضر نشد، شيخ محمد امر كرد او را آوردند، مرد عذرى آورد. شيخ گفت براى قبول توبه تو يا بايد ريشت را بتراشى يا صد دينار جريمه بدهى. مرد متوسطالحال گرچه پرداخت جريمه را پذيرفت اما شيخ امر كرد تا ريش او بتراشند. 2جاى اين سؤال باقى است كه شيخ بر اساس كدام اذن شرعى امر به فعل حرام (ريشتراشى) كرده است؟
محمد بن عبدالوهاب يا براى نفس خودش اين كار را كرد يا براى خدا، اگر براى ارضاى نفس بوده كه صلاحيت چنين فردى براى رهبرى فكرى مورد خدشه است و اگر براى اسلام بود، آيا اسلام اجازه مىدهد براى يك هدف مقدس از روش غيرشرعى و نامقدس استفاده شود؟
محمد بن عبدالوهاب از نگاه ناقدان:
سيد احمد بن زينى دحلان از فقهاى مذهب شافعى و اهل مكه و از علماى قرن 13 (د، 1304) وهابيت را فتنهاى مىداند كه توسط محمد بن عبدالوهاب با همكارى آل سعود پايهريزى شد و براى تسلّط خويش بر بلاد حجاز، عدّۀ زيادى را كشتند و اموالشان را غارت كردند. . .
وى در ادامه مىنويسد: محمد بن عبدالوهاب، پدر و برادرش از علماى صالح حجاز بودند. پدر، برادر و استادانش با توجه به نقطه نظراتش از آيندۀ او نگران بودند از اينكه منشأ گمراهى شود از اين رو، او را در آرايش سرزنش و مردم را از افكارش بر حذر مىداشتند. ديرى نگذشت كه نگرانيشان درست درآمد و ابن عبدالوهاب منشأ بدعت و ضلالت گرديد. مردم نادان را فريب داد و مؤمنان را تكفير كرد. . .» 3
محقق گرامى دكتر مهدى فرمانيان مىنويسد:
دعوت وهابى دو مرحله دارد؛ نخست يك دورۀ 75 ساله تا سال 1235ق. كه خاندان سعود (محمد بن سعود، عبدالعزيز بن محمد و سعود بن عبدالعزيز و. . .) انجام دادند و به دست ابراهيم پاشاى عثمانى ساقط شدند، مرحلۀ دوم كه با فعاليت عبدالعزيز بن عبدالرحمان در سال 1319ق. آغاز شد و كشور عربستان