164
الْعَرْشِ اسْتَوى» 1و مانند «خَلَقْتُ بِيَدَى» 2و مكلف به شناخت تفسير و تأويل اين آيات نيستيم. . .
برخى از اين گروه كه نه متعرض تأويل شدند و نه به تشبيه روى آوردند، عبارتاند از مالك بن انس، . . . احمد بن حنبل، سفيان ثورى، داوُد بن على اصفهانى و پيروان آنها.» 3
اين جريان فكرى در پيروان احمد بن حنبل ادامه پيدا كرد، گرچه تفكر احمد بن حنبل و اهل حديث در دوره مأمون، دورۀ نزار خويش را طى مىكرد اما با آغاز حكومت متوكل عباسى در سال 232 جان تازهاى گرفت، چراكه متوكل با انديشۀ اعتزالى به مخالفت برخاسته و اهل حديث را جايگاه ويژهاى داد و محدثين را به سامرا مركز حكومت فرا خواند و از آنان خواست تا احاديث صفات و رؤيت خدا را بر مردم بخوانند. 4
احمد بن حنبل در سال 241 هجرى قمرى درگذشت و اثر حديثى «المسند» كه مشتمل بر سى هزار حديث است و فضائل الصحابه و الردّ على الزنادقه كه بعدها پشتوانه فكرى سلفيه قرار گرفتند از او برجاى ماند.
بعد از احمد بن حنبل فرزندش عبدالله (د،290ق) مؤلف كتاب «السنة» و عثمان بن سعيد تميمى سجستانى (د، 280 ق) صاحب «المسند» و ابوجعفر صحاوى صاحب العقائد الطحاويه و محمد بن اسحاق بن خزيمه (د، 311 ق) صاحب «التوحيد» و حسن بن على بربهارى (د، 329 ق) و ابن قدامه مقدسى (د، 620 ق) صاحب «لمعة الاعتقاد» و عبدالغنى مقدسى صاحب «الاقتصاد فى الاعتقاد» و. . . 5
دكتر احمد بن عطيه بن على الغامدى محقق كتاب «الاقتصاد» عبدالغنى مقدسى در مقدمۀ اين كتاب مىنويسد:
«از اين خاندان علماى بزرگى برخاستند كه در انتشار مذهب حنبلى در دمشق و مناطق اطراف آن تأثير بسزايى داشتند.» 6
مذهب اهل حديث در كنار ديگر مذاهب اسلامى مانند اماميه، معتزله و اشاعره به حيات خويش ادامه داد تا مىرسيم به ظهور ابن تيميه.
1.2. ظهور ابن تيميه (د، 728) :
در تاريخ علم كلام، مذهبى به نام سلفيه در كنار ساير مذاهب كلامى يا فقهى به چشم نمىخورد گرچه