155«اگر مقصود از سلفيه همان چيزى باشد كه واژۀ اهل سنت و جماعت بر آن دلالت دارد، براى جماعت مسلمانان (اهل سنت) نامى جز آنچه سلف بر آن اجماع كردهاند گذاشته و بدين ترتيب بدعتى به ميان آورده است. . . و اگر مقصود از سلفيه چيزى در مقابل اهل سنت و جماعت باشد در اين صورت نيز بدعت خواهد بود» . 1
وى در ادامه در تعريف سلفى مىنويسد:
«امروزه از ديدگاه صاحبان اين بدعت، سلفى كسى است كه به فهرستى از آراى اجتهادى معين؛ خواه در زمينۀ عقيدتى و خواه در زمينۀ فقهى، پاىبند باشد و از آن دفاع كند و هركه از اين دايره بيرون باشد نابخرد و بدعتگذار بخواند.» 2
وى در پايان بررسى خود، سلفيه را اينگونه وصف مىكند كه:
«مذهبى تازه اختراع شده در اسلام است و بنيان آن، مجموعهاى از آراى اجتهادى در زمينههاى عقيدتى و احكام عملى است كه صاحبان اين مذهب آنها را بر اساس خواست و به اقتضاى طبع و تمايلات خويش از مجموعۀ بسيار گسترده و گوناگون آراى اجتهادى كه از سوى بسيارى از عالمان سلف و برگزيدگان اهل سنت و جماعت ابراز داشته شده است گرد آوردهاند و آنگاه اعلام كردهاند: اين تنها چيزى است كه مىتواند همۀ افراد «فرقه ناصيه» را كه در پرتو كتاب و سنت پيش مىروند، در خود جاى دهد و هركه از اين دايره بيرون رود و آراى اجتهادى ديگرى برگزيند بدعتگذار و گمراه است.» 3
سامر اسلامبولى، از محققان سورى نيز از ناقدان تفكر سلفى است. وى معتقد است بسيارى از مردم مىپندارند كه راه و رسم انديشيدن در مسائل فكرى، فرهنگى و زندگى را بايد از ميراث فرهنگى گذشتگان و تطبيق آن بر زمان حاضر، بدون توجه به عامل تغيير زمان و مكان اخذ نمود و عيناً بر زمان حال و آينده منطبق كرد! 4
وى در ادامه مىنويسد: سلفىها فهم كتاب و سنت را مقيّد به فهم صحابه كرده و مبتلا به جمود عقلى شدهاند؛ به گونهاى كه اگر با هريك از اينها گفتگو كنى دائماً به زبان ابن تيميه سخن مىگويند و پيوسته از اقوال گذشتگان نقل مىكنند. . . و مىگويند: نقل اساس هر فكر و انديشهاى است و عقل چيزى جز تابع و خادم نقل نيست. 5
خلاصه اينكه: از ديدگاه ايشان، سلفيه كسانى هستند كه ايمان و اعتقادشان را از صحابه مىگيرند و قول