112اعراب بوده باشد، ايراد با شيخ عبدالعزيز است و از ابن سعود و شيخ عبدالعزيز مطالبه بايد كرد. هنوز خبر صريحى نيست تا حجاج و حاجى ميرزا محمد على بيايند و محققاً معلوم و عرض نمايد. براى اطلاع ضمير مبارك از اخبار اراجيف و افواهى به طورى كه شنيده بود جسارت به عرض نموده. زياده چه جسارت نمايد. امر عالى مطاع.
*سند دوم
نمره 180، هيجده شوال 1277
تصدقت شوم، در باب امر حجاج بيت الله الحرام، سابقاً در عريضۀ نمرۀ 139 مورخه 26 شوال معروض حضور خجسته دستور كه قبل از اعلان منع حجاج از عزيمت مكه از راه جبل به جهت حصول امنيت به ملاحظه و تصديق عموم تجار و معتبرين كه از راه مزبور اطلاع دارند كاغذى از جناب مصطفى پاشا والى سابق به جهت شيخ فيصل ابن سعود كه امام المسلمين بر حجاز است گرفته و خود فدوى نيز كاغذى به او نوشته به مصحوب آدم مخصوص نزد ابن سعود فرستادم كه چون متعب هر ساله مايۀ خسارت و مرارت و اذيت حجاج مى شود، امسال حجاج را به همراه متعب روانه نميكنم ليكن در صورتى كه از طرف تو آدمى بيايد و مرا اطمينان دهد و كفيل خسارت حجاج را به اطلاع حكومت بغداد بدهد، حجاج را به اتفاق فرستادۀ تو روانه خواهم نمود و سواد كاغذى كه فدوى به شيخ فيصل سعود فرستاده بودم و كاغذى كه جناب پاشاى سابق نوشته بود در جزو نمره مذبوره ارسال حضور خجسته دستور نمودم. پريروز آدمى را به نزد شيخ فيصل امام المسلمين! فرستاده بود، آمده جواب كاغذ فدوى و جناب پاشاى سابق هر دو را آورد. شيخ فيصلِ مزبور شرحى در جواب فدوى نوشته مبنى بر اطمينان و تلافى ماسبق و شيخ مهنا و شيخ حسن پسر مهنا را از طرف خود روانه نموده كه حجاج را ببرد. خود شيخ مهنا نيز مراتب آمدن خود را به فدوى نوشته بود و در جواب نوشتم كه بايست در بغداد حاضر شويد و كفيل معتبر به اطلاع ولايت بغداد بدهيد كه از عهدۀ هر گونه خسارت وارده بر حجاج بر آيند و تأمينات كليه از براى. . . (از طرف) 1رفاه حجاج و وصول به مقصد حجاج حاصل شود، حجاج را روانه خواهم كرد و الاّ فلا. حال محض مزيد