100تا پولى را كه مىخواست بگيرد؛ پولى به مقدار ششصد جنيه استرلينك انگليسى از تاج جهان، واين علاوه بر هزار جنيۀ ديگر بود كه از ديگر حجاج همراه وى گرفته بود. [صص328 و 329].
وى در صفحات متوالى شرحى از اوضاع بريده، آداب و عادات، ساختمانها و مساجد و روش حكومتى و قبايل بهدست داده و تقريباً همهاش از زشتى كارهاى وهابيان سخن مىگويد. گرچه در جايى تأكيد دارد كه اگر اينها بد هستند، وضعيت پيش از اينها بدتر بوده است. سپس نكتهاى را از محمدعلى شيرازى، نمايندۀ حجاج ايرانى نقل مىكند كه به او گفته بود: قبلاً در اين نواحى پنجاه دزد بودند اما حالا يك دزد هست، هرچند اين يك دزد به اندازۀ همان پنجاه دزد عمل مىكند. [ص 366].
وى حكومت وهابى را كه مستبدانه است در مقايسه با حكومت تركى و حتى فارسى، از اين جهت كه اگر چه ظالمانه است، اما اجازه نمىدهد كه كسانى مثل او به ديگران ستم كنند، در حالى كه در دولت تركى، چنين فرصتى هست كه كسانى ديگر جز حكومت هم در حق مردم ستم كنند [ص 366]. با اين حال مىافزايد كه: قضاوت بيشتر را به عهدۀ خواننده مىگذارد.
نويسنده كه مىخواسته همراه شخصى به نام ابوعيسى و دو ايرانى كه مانده بودند به سمت خليج فارس برود، دوباره از محمد على شيرازى سخن گفته، مىنويسد:
محمد على شيرازى نمايندۀ ايران در نجف، كسى كه بعثۀ حج ايرانى به او سپرده شده، كتابى به فارسى و عربى به رياض نوشت و از كارهاى ابوبطين و تصرفات مهنا، حاكم قصيم نوشت و پيشنهاد كرد كه شخصاً در آنجا حاضر شده و شكايت خود را شفاهاً در بارۀ ضرر و زيانى كه قلم و ورق از ثبت آن عاجز است بيان كند. امير مىتواند مانع