37ابىطالب (ع) تعلّق دارد. علاوه بر اين، على (ع) شرط كرده است كه بايد توليت اين صدقات در دست افضل و اعلم از فرزندان او باشد و من اكنون از شما افقه و اعلم هستم.
زيد بن حسن (ع) به دمشق رفت و جريان را به خليفۀ اموى گفت. در اين هنگام از وليد بن عبدالملك نزد ابوهاشم سعايت شده بود كه وى ادعاى خلافت دارد و هم اكنون لشكريانش در عراق جمع شده و در انتظار فرمان او هستند.
وليد بن عبدالملك هنگامىكه اين سخنان را دربارۀ ابوهاشم شنيد، به عامل خود در مدينه نوشت كه هرچه زودتر ابو هاشم را دستگير كند و به دمشق بفرستد. وليد بن عبدالملك بر ابوهاشم خشمناك شد و سرانجام او را به زندان افكند. او مدتى در زندان بود تا اينكه امام سجّاد (ع) وسيلۀ رهايى و آزادىاش گرديد. 1
شيخ مفيد (رحمه الله) دربارۀ زيد مىنويسد : «فَكَانَ يَلِي صَدَقَاتِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ أَسَنَّ، وَ كَانَ جَلِيلَ