32و عمر با رضايت خود آن حقوق را به تو مىدادند و من اين كار را نمىكنم.
عايشه در پاسخ گفت: پس سهم مرا از ارث پيامبر بده.
عثمان شگفت زده شد و گفت: آيا تو شهادت ندادى كه پيامبر (ص) فرمودهاند: از من ارث برده نمىشود و با اين شهادت حق فاطمه، دختر رسول الله را باطل كردى، حال ارث پيامبر (ص) را از من مطالبه مىكنى؟ ! هرگز اين كار نخواهد شد.
سپس اربلى به مختصرى از اختلافات عايشه و عثمان اشاره كرده و مىنويسد: اختلاف به آنجا رسيد كه عايشه شعار مىداد: «عثمان را بكشيد. . .» 1
تقاضاى ارث پيامبر (ص) از كسى صادر مىشود كه زمانى معركه گردان اين قضيه بوده و زنان پيامبر را منع از ارث مىكرد.
فدك در خلافت امير مؤمنان، على (ع)
ارتباط امير المؤمنين، على (ع) با فدك، بايد در دو دوره مورد بررسى قرار گيرد؛ ابتدا دوران مخاصمات حضرت زهرا (س) با حكومت دربارۀ فدك كه بحثهاى مختصر آن گذشت.
و دوم، زمان خلافت اميرالمؤمنين (ع)
در اين زمان همه منتظر بودند كه حضرت على (ع) با صدور حكمى فدك را كه متعلق به همسرش بود بازستاند اما او اين كار را نكرد. در نامهاى كه براى عثمان بن حنيف نوشته، معلوم مىسازدكه حضرت قصد گرفتن فدك را ندارد، آن حضرت در اين نامه نوشته،
«بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ» 2؛ «آرى، از تمام آنچه آسمان بر آن سايه افكنده است، فدك در دست ما بود كه گروهى بر آن بخل ورزيدند. (آن را از ما غصب كردند) و ديگران بخشش نموده و از آن گذشتند و بهترين حاكم خداوند است.»
از امام صادق (ع) سؤال شد؛ آنگاه كه على (ع) به حكومت رسيد، چرا فدك را پس نگرفت؟