30باغهاى اطراف مدينه را بازگرداند ولى فدك در تصرف او باقى بود.
ياقوت حموى در همينباره مىنويسد: «ثم أدَى اجتهاد عمربن الخطاب بعده لما ولى الخلافة وفتحت الفتوح واتسعت على المسلمين أن يردها إلى ورثة رسول الله - صلى الله عليه [وآله ] وسلّم -» . 1
علامه امينى نيز نوشته است: عمر پس از دستيابى به خلافت، فدك را به ورثۀ پيامبرخدا (ص) داد. 2
اما بيشتر علماى اهل سنت نوشتهاند: «فَأَمَّا صَدَقَتُهُ بِالْمَدِينَةِ فَدَفَعَهَا عُمَرُ إِلَي عَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ فَغَلَبَهُ عَلَيْهَا عَلِيٌّ وَ أَمَّا خَيْبَرُ وَ فَدَكُ فَأَمْسَكَهُمَا عُمَرُ. . .» ؛ اما صدقات پيامبرخدا (ص) در مدينه را به على و عباس داد ولى خيبر و فدك را خود تصرف نمود. 3
در صفحاتى كه مىآيد، اشاره خواهد شد كه منظور از متوليان صدقات رسول الله، همين صدقات مدينه و اطراف آن است و صدقات على و فاطمه (عليهما السلام) ، بخشى از باغهاى افزوده شده در اطراف صدقات پيامبر (ص) و فدك مىباشد. برخى از علماى انساب به هنگام اشاره به صدقات الرسول (ص) ، هر سه را مدنظر داشتند؛ زيرا آنان بر اين باورند كه همۀ آنها متعلّق به رسول الله بوده و واگذارى آن به شخص ديگر همان مباحث دورۀ ابوبكر را در بر مىگيرد.
اما علت برگرداندن مقدارى از ارث حضرت زهرا (س) به خاندان پيامبر (ص) توسط خليفۀ دوم، تحت فشار بودن حكومت توسط بزرگان صحابه بوده است.
ابن كثير مىنويسد: «در دوران خلافت عمر، مردم از او خواستند كه امور باغهاى مدينه را به على (ع) و عباس واگذار كند و بهواسطۀ عدهاى از بزرگان صحابه او را تحت فشار قرار دادند.» 4
ياقوت حموى همچنين مىنويسد: «بعد از آنكه عمر بلاد را فتح كرد و اموال زيادى به دست آورد و در بين مسلمانها تقسيم كرد، نظرش عوض شد و مقدارى از اموال را به حضرت امير (ع) و عباس تحويل داد.» 5
ازاينرو، در كلام علماى انساب و مورخان، منظور از صدقاتعلى (ع) شامل هم صدقات حضرت رسول (ص) است و هم آنچه كه خليفه برگردانده است و برخى معتقدند مقدارى از فدك نيز بوده است، كه البته بعيد به نظر مىرسد.