15خانمى مىپرسد: وقتى در ايام حج حايض مىشود وظيفهاش نسبت به مناسك حج چيست، شارع بايد وظيفۀ او را نسبت به عباداتش در حال حيض بيان كند نه اينكه بگويد سعى كن عادت ماهانه نشوى! و به همين دليل است كه در روايات اشارهاى به راههاى جلوگيرى از عادت ماهانه نشده است؛ مثلاً اگر مردى سؤال كند: «اگر در داخل كشتى باشم و نتوانم قبله را پيدا كنم وظيفهام نسبت به نماز چيست؟» در پاخ وى نمىتوان گفت كه «سعى كن سوار كشتى نشوى» ، بلكه بايد پاسخش را داد. به همين جهت، روايات هميشه حكم حايض را بيان كرده، نه راه حايض نشدن را.
پس علت نپرسيدن و مطرح نشدن در روايات و كلمات فقها آن است كه: خوردنِ عصارۀ چوب «اراك» حلال بوده و كسى در آن ترديد نداشته است كه بخواهد بپرسد و كسى كه از «عصارۀ اراك» يا «گل بومادران» و يا «معجون تخم خرفه» ، «تباشير هندى» و «عرق بيد» استفاده مىكند، حايض نمىشود و وقتى حايض نيست ديگر سؤال كردن وجهى ندارد و هيچ قرينه يا دلالت تاريخى نداريم كه متشرعه در صدر اسلام نسبت به جلوگيرى از عادت ماهانه چگونه رفتار مىكردهاند.
تا اينجا معلوم شد كه دلالت هيچكدام از ادله حرمت تمام نيست.
فصل چهارم: بررسى ادله جواز
1. صرف «نبود دليل بر حرمت» كافى است كه حكم به جواز شود؛ زيرا اصل بر حليت و اباحۀ هر چيزى است، مگر آنكه دليلى بر حرمت آن يافت شود. به عبارتى، دليل «اصالة الحلّيه» حكم به اباحۀ اكل چنين قرصهايى را مىدهد، مگر آنكه دليل خاصى بر حرمت يافت شود.
2. روايات خاص:
الف) مرسلۀ حسين بن على بن يقطين؛ وى مىگويد: خواهرم در سفر حج همراه من بود، وقتى به مكه رسيديم، او حايض گرديد و چون ترس فوت شدن حج را داشت بسيار نگران بود.