87
استوار گامى امّ حبيبه
مورّخانى مانند ابن عساكر، ابن اثير و ديگران نوشتهاند كه شوهر وى؛ يعنى عبيدالله بن جحش (برادر عبدالله بن جحش كسى كه در اُحد به شهادت رسيد) در حبشه تحت تأثير تبليغات نصرانيت قرار گرفت و آيين نصرانيت را برگزيد و از كيش و آيين اسلام خارج شد! و در حبشه به همان آيين مرد. در تاريخ آمده است كه عبيدالله بن جحش، از همسرش ام حبيبه نيز خواست كه به آيين مسيحيت و نصرانيت درآيد، اما امّ حبيبه نپذيرفت و بر آيين اسلام پايدار ماند. 1
ازدواج ام حبيبه با پيامبرخدا (ص)
امحبيبه، با رخداد هجرت به حبشه و ترك پدرش ابوسفيان و آنچه كه در مكه داشت و با از دست دادن شوهرش، هرگز نمىتوانست به مكه بازگردد؛ زيرا بازگشت وى در صورتى ممكن بود كه از اسلام دست بردارد و بار ديگر به كيش پدران خود درآيد، اما با عشق نهادينه و عميقى كه به اسلام داشت و معرفتى كه از آن حاصل كرده بود، در حبشه ماند و بر آيين اسلام عمل كرد.
پيغمبر خدا (ص) نامهاى به وسيلۀ عمرو ابن اميۀ ضَمرِى به نجاشى (پادشاه حبشه) نوشت و دستور داد تا امّ حبيبه را براى وى خواستگارى كند، نجاشى هم به دستور آن حضرت، فردى را نزد امّ حبيبه فرستاد و اين دستور را به وى ابلاغ كرد. ام حبيبه خالد بن سعيد را كه يكى از مسلمانان مهاجر بود، وكيل كرد تا او را به عقد پيامبر خدا درآورد. نجاشى در جلسۀ عقد حضور داشت و پس از آنكه خطبۀ عقد به نام حضرت رسول خوانده شد، چنين گفت:
« الحمد لله الملك القدُّوس المؤمن العزيز الجبار، وأشهد أن لا إله إلا الله وأنّ محمداً عبده ورسوله، وأنّه الذى بشّر به عيسى بن مريم. أمّا بعد: فإنَّ رسول الله - صلّى الله عليه ] و آله [و سلّم - طلب أن أزوّجه أمَّ حبيبۀ بنت أبى سفيان، فأجبت إلى ما دعا إليه رسول الله - صلّى الله عليه ] و آله [و سلّم - وقد أصدقها أربعمائۀ دنانير، ثمّ سكب (النجاشى) الدنانير بين يدى القوم» . 2
«حمدِ مخصوص، خداى راست كه پادشاه و ملك جهانيان است، پاك و منزه از جميع عيوب است، گواهى مىدهم كه نيست خدايى جز او و گواهى مىدهم كه محمد (ص) بنده و فرستادۀ اوست. او همان كسى است كه عيسى بن مريم، مژده و بشارت آمدنش را داده است. همانا پيامبر