108بار دست خوش تغيير شده و هر بار با حذف و اضافاتى تجديد چاپ شده است. بفرماييد علت اين همه تغيير چيست و آيا اين روال همچنان ادامه خواهد يافت؟
بله، نخستين حج بنده در سال و آن هم به دعوت دوست دانشمندمان جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى قاضى عسكر بود كه كار در حج را به عنوان اساسىترين كار خودشان در اين بيست و اندى سال تعريف كرده و فعال بودهاند. ايشان از بنده خواستند كتابى در بارۀ آثار اسلامى مكه و مدينه بنويسم. البته همان زمان اثرى از مرحوم استاد سيد جعفر شهيدى در دست تهيه بود. از قبل هم آثارى وجود داشت. حتى بعد از آن هم آقاى قاضى عسكر به كار بنده اكتفا نكردند و كارهاى ديگرى را سفارش دادند كه از جمله كار آقاى دكتر قائدان بود. در پرانتز عرض كنم كه نهضت علمى حج كه در اين بيست سال در حوزۀ نمايندگى ولى فقيه در امور حج و زيارت وجود داشته، عمدتاً مديون تلاشها و فعاليتهاى آقاى قاضى عسكر و حمايتهاى آقاى رى شهرى است. به هر حال كتاب آثار اسلامى را پيش از رفتن به حج نوشتم. اما چاپ آن موكول به بعد از حج شد. در آنجا متوجه برخى از اشتباهات خودم شدم و به علاوه اطلاعات تازهاى به دست آوردم. براى اولين بار از بسيارى از مساجد عكس گرفتم و همراه افرادى كه تجربۀ بيشترى داشتند، از برخى از اين اماكن ديدار كردم. در بازگشت از سفر، كتاب را اصلاح كردم كه چاپ شد. از آن زمان عهد كردم كه هر سال كارى در بارۀ حج انجام دهم و تا كنون به اين عهد پايدار مانده و نه يك كار، بلكه گاهى در سال چندين كار از ترجمه و تأليف و تصحيح داشتهام. اما محور اين كار براى بعثه، همين آثار اسلامى بود. سال باز نويسى جديدى از آن منتشر شد. چهار سال بعد و نيز باز چهار سال بعد از آن، باز تغييراتى صورت گرفت و ايضاً تا سال كه تحرير جديدى از آن منتشر شد. اين تغييرات هم محصول تغييرات داخل محيط حرمين شريفين بود، هم ناشى از مطالعات تازهاى كه داشتم و آثار جديدى كه منتشر مىشد و هم براى اصلاح اشتباهاتى كه كرده بوديم. روحانيون كاروانها با دقت مىخواندند و اغلب مطالب اشتباه يا دو پهلو را يادآور مىشدند. نوعى تعامل، ميان بنده و روحانيون وجود داشت كه هنوز هم وجود دارد. حضرات آقايان فلاحزاده، معراجى و مختارى بر بنده منت بيشترى از اين زاويه دارند و مرتب نكاتى را يادآور مىشدند.