98
در حريم و حرم كعبه ى عشق
همگى در «سعى» اند
يا كه در حال طواف،
گرد اين خانه كه از روز نخست
بهر «مردم» شده در مكّه بنا
وطن مشتركى چون مكّه
نتوان يافت به هيچ آيينى
امتيازات نكوهيده در اين شهر و حريم
به مساوات، مبدل گشته است
اين مراسم كه در اين خانه به پاست
رمزى از شوكت و از تقويت آيين است
جلوهاى از دين است
حاجى اينجا همه «او» مىبيند
نام او مىشنود، فيض او مىطلبد
با شعار «لبّيك»
پاسخ دعوت «او» مىگويد
غرق در جذبهى پرشور خداست
قطرهاى از درياست
و. . . «خسى در ميقات» (همان: 40)
سرودهى ديگرمحدثى « شبهاى مسجد الحرام» است كه در قالب مثنوى و با زبانى ساده و روان همراه با عاطفه و صميميّت سروده شده و شاعر در آن به توصيف شب هاى مسجدالحرام پرداخته است، شبهاى سرشار از عشق و صفا و معنويت و عاشقانى كه از سوى معبود دعوت شدهاند و اينك براى پاسخ به نداى دوست آمده اند: «لبّيك! لبّيك اللهم لبّيك، انالحمد والنعمه لك و الملك، لا شريك لك لبّيك!»
آنجا فضا از خدا لبريز شده و عاشقان از خدا لبريز و به راز و نياز با معبود مشغول! و عطر حضور آنها در فضا پيچيده!