151سلطنت و حكومت خدا بر هستى است. معناى ديگرى كه با تأمل در آيات قبل و بعد آيۀ 5 سورۀ طه و آيه سورۀ حديد قابل استنباط است، معناى احاطۀ علمى پروردگار است؛ چنانكه علامۀ مجلسى 1و علامۀ طباطبايى 2نيز بدان اشاره كردهاند؛ همانگونه كه در معناى اول متفق القول بودهاند.
خداى سبحان در سوره حديد فرموده است: «او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد، آنگاه استواى بر عرش يافت. آنچه در زمين فرو رود و آنچه از آن برآيد و آنچه از آسمان فرود آيد و آنچه بالا رود همه را مىداند و او با شما هست هرجا كه باشيد و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است.»
و در آيات چهارم تا هفتم سورۀ طه، هر دو معنا جمع است و مىفرمايد: «اين كتاب فرستادۀ كسى است كه زمين و آسمانهاى بلند را آفريد؛ آن خداى مهربانى كه بر عرش استوا يافت آنچه در آسمانها و زمين و آنچه بين آن دو است و آنچه در زير خاك پنهان است، همه مال اوست و اگر آهسته سخن بگوييد يا آشكار، او عالم به اسرار و پنهانىهاى آفرينش است.»
اما در ميان مفسران اهل سنت، بيضاوى در معناى كرسى - كه مانند عرش محل بحث است - مىنويسد: كرسى به معناى حقيقى آن و نشستن بر آن به معناى حقيقىاش براى خدا نيست و اشاره مىكند كه گفتهاند كرسى او كنايه از علم او يا سلطنت او است 3و در معناى عرش مىنويسد:
«استواى بر عرش صفت خداى تعالى است اما كيفيت خاص ندارد و معنايش اين است كه براى خدا استواى بر عرش است، بر وجهى كه مورد نظر اوست بدون استقرار و تمكن و عرش جسم محيط بر ساير اجسام است و آن را عرش گفتهاند به خاطر بلندى اش يا به خاطر شباهت آن با تخت پادشاه كه امور و تدابير از آن جا صادر مىشود.» 4