132
بَلعَه (دوازده ساعت) ، بيايان بى آب.
قَطرانى (هيجده ساعت) ،
بيابان، و لكن بركه پرآب داشت و قلعه ساختهاند و مستحفظ دارد كه نگذارد اعراب باديه نشين آب را ببرند و حجاج تشنه بمانند و هلاك شوند.
حَسا (دوازده ساعت) .
قلعه و بركه پرآب داشت و در توى قلعه، چاه آبى دارد.
غَزَه (ده ساعت)
معان (هشت ساعت) ، لنگ يك روز.
دو قريه نزديك يكديگر است كه اهل آنها با هم بدند. آب جارى و آب چاه دارد و همه چيز در آنجا موجود است.
ظَهر العَقبه (ده ساعت) ،
بيابان و بركه آب نداشت.
مُدوّره (بيست و چهار ساعت)
بيابان بركه آب داشت. از معان آب برداشتيم. صبح روز هفتم ذى عقده بيرون آمديم. عصر همين روز وارد ظهرالعقبه شديم و چهار ساعت از شب رفته بار كرديم و متصل راه آمديم. مگر دو دفعه، عواف ظهر و عصر. سه ساعت از شب ديگر رفته وارد مدوره شديم.
ذات حج (هشت ساعت) ،
بيابان بركه آب داشت.
ارْدِ انقاع (دوازده ساعت) ، بيابان بيآب و علف.
تبوك
بتوك بتقديم الباء على التاء كما يظهر من اهل اللغة أو [تبوك] تقديم التاء على الباء عند المشهور. (دوازده ساعت)
قريهاى است كوچك. چشمه آبى در بركه جمع بود. غزوه تبوك كه رسول خدا (ص) از مدينه تشريف آوردند، در همين موضع و حوالى آن اتفاق افتاده است.
ظهر المقر (ده ساعت) ، بيابان بيآب و علف.
اخضر و يقال له بالتركيه حيدر بُغازى (هشت ساعت) ،
پنج بركه آب دارد.
بركه معظمه و يقال بتركيه حيدر (ع) (. . . ساعت) ،
بركه، قليلى آب داشت. مقام خضر (ع) در آنجا است.