116بن جعفربن ابيطالب، كه مؤلف در روايت بخش اعظمى از كتابش بر او اعتماد كرده است و اسناد مؤلف به او از طريق حسن بن عبدالواحد كوفى از بكر بن صالح رازى از عبدالله بن ابراهيم جعفرى است.
2. كتاب «حسن بن عبد الواحد كوفى» كه نامش دقيق دانسته نيست، فقط در اين حد ميدانيم كه موضوع آن در بارۀ قيامهاى «طالبيين» بوده است؛ علاوه بر اين، چنانچه در بالا اشاره كرديم، اِسناد مؤلف به عبد الله بن ابرهيم جعفرى از طريق وى بوده است و مؤلف، بخش اساسى روايات خود را از حسن بن عبدالواحد كوفى نقل كرده است.
3. عمر بن شبّه و مدائنى: مؤلف بيواسطه از عمر بن شبه روايت ميكند، اما اغلب روايتش از مدائنى از طريق عمر بن شبه است.
4. اسناد شفاهى: مؤلف همچنين از راويان معروف زيديه؛ مانند محمد بن قاسم بن ابرهيم رسى و محمد بن منصورى مرادى و بعضى ديگر كه تا به امروز ناشناس ماندهاند، بهره برده است. 1چنانكه ملاحظه گرديد، روايان ابوالفرج اصفهانى و احمد بن سهل رازى، در بسيارى از موارد يكى هستند. 2اجزاء كتاب واقعه فخ:
الف: واقعه فخ
ب: جان سالم بدر بردن يحيى و ادريس، پسران عبدالله محض از اين حادثه.
ج: اخبار ادريس در افريقيه و مغرب تا شهادت.
د: اخبار يحيى، سرگردانى او در شهرها، رفتن وى به يمن، استفادۀ علماى بسيار از محضر او؛ از جمله محمدبن ادريس شافعى، رسيدن وى به ديلم در شمال ايران و فراگير شدن او در آنجا، هراس هارون از قدرت او، سر انجام دستگيرى و كشتن او توسط وى.
احمدبن سهل، طبق معمول آن زمان، كتابش را با خطبهاى بسيار كوتاه آغاز كرده است. سپس در بيان علت تألف كتابش مينويسد:
«هر چند اين كتاب دربارۀ اخبار يحيى بن عبدالله است اما از آنجا كه علت توجه مردم به او، به سبب حضورش در قيام فخ در كنار حسين بن على است، كتاب را با واقعۀ فخ