94دست انبياى بزرگ، پاك مىشود. البته آلودگى و خبائث معنوى، بسى بالاتر و زشت تر از آلودگى ظاهرى است.
( عَهِدْنَا ) ؛ به اين معنا است كه فرمان فرستاديم به سوى ابراهيم و اسماعيل تا خانۀ مرا از اوثان و انجاس و خبائث و معاصى و طواف جنب و حائض پاك سازيد، براى طوافكنندگان و مقيمان و معتكفان. . . اهل اشارت بر آنند كه خانۀ دل را - كه حرم دوست است - از ادناس تعلّقات كونين پاك داريد و گفتهاند: تطهير بيت از ادناس اوزار و تطهير دل، از ملاحظۀ اغيار است.19
اگر حريم دل از غير دوست سازى پاك
صفاى وحدت صرف اندرو كنى ادراك
از نظر صاحب تفسير «لطايف الاشارات» ، در ظاهر، امر به پاككردن «بيت» است؛ اما در باطن و حقيقت، اشاره به تطهير «خانۀ دل» است. پاكى «بيت» ، به محافظت آن از آلودگىها و چركهاست و پاكى دل، به مواظبت آن از بيگانگان و اغيار.
طواف حجگزاران پيرامون كعبه، در لسان شارع معلوم و طواف باطنى براى اهل حقيقت روشن است. پس دلهاى عارفان واقعى، هميشه در حال طواف است و دلهاى موحّدان اهل حقيقت، پيوسته در حال اعتكاف. قلبهاى قاصدان يار، هميشه در خضوع است و قلبهاى يكتاپرستان به سوداى وصل در ركوع.20
( وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ ) ؛ به زبان اهل علم «كعبه» است و معناى [واقعى] آن، فراغت قلب از هر چيزى به جز يادكرد الهى است؛ «فَرِّغَ قَلبَكَ عن الأشياء كلَّها سوى ذِكْرِ الله» . مىگويد: دل خويش را يكبارگى با ذكر من پرداز؛ هيچ بيگانه و غيرى را بدو راه مده كه دل پيرايۀ شراب مهر و محبّت ماست: « القلوب أواني الله في الأرض فاحبّ الاواني إلي الله أصفاها و أرقّها و أصلبها » .
هر دلىكه از مكوّنات صافىتر و بر مؤمنان رحيمتر، آن دل نزد حضرت عزّت، عزيزتر و محبوبتر. دل سلطان نهاد تو است؛ زنهار تا او را عزيز دارى و روى وى از كدورت هوا و شهوت نگاهدارى و به ظلمت و شهوت دنيا آلوده نگردانى.
به داود وحى آمد: «يا داود طهّر لى بيتا أسكنه» ؛ «اى داود! خانه پاك گردان تا خداوندِ خانه، به خانه فروآيد.» گفت: بار خدايا! آن كدام خانه است كه عظمت و جلال تو را شايد؟ گفت: آن، دل بندۀ مؤمن است. گفت: بار خدايا! چگونه پاك گردانم. گفت: آتش عشق در او زن تا هرچه نسبت به ما ندارد سوخته شود و آنگه به جاروب حسرت بروب تا اگر بقيتى مانده بود، پاك بروبد.
خوش آن آتش كه در دل برفروزد
به جز حق، هرچه پيش آيد بسوزد21
آرى، يكى از اسرار و حكمتهاى مهمّ حج، گرامىداشت خانۀ مكرّم الهى است؛ چه بيت الله الحرام و چه دل عاشق حق. اين، دلِ عارف و بيناست كه خانۀ حقيقى است و هر حجگزارى بايد بكوشد آن را از گناهان و نافرمانىها پالايش كند و از ناپاكىها، خباثتها، هرزگىها و ناراستىها دور سازد. اين بيت عزيز، براى شيدايى و عشقورزى به حضرت احديت و بندگى و عبوديت است.
از نقاط بارز در تطهير قلب، موت ارادى است؛ يعنى، انسان در حج فرصتى مىيابد كه نفس پليد را بميراند و حيات جديدى براى آن به وجود آورد. قرآن مىفرمايد: (الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ. . .) ؛ يعنى حج آن است كه با تمامى شرايط و اركان آن به جا آورده شود؛ به خصوص آنكه تا پايان اعمال، نيت