87
رازهاى عرفانى حج در تفسيرهاى عرفانى قرآن
چكيده
فريضه معنوى و شكوهمند حج، جايگاه ويژهاى در دين اسلام دارد و يكى از نشانههاى تعالى روحى و اخلاقى مسلمانان است. حج عبادتى جامع، كامل، تأثيرگذار و حياتبخش است و به همين جهت حكمتها و اسرار فراوان و درخور توجهى دارد.
آيات قرآن، ضمن بيان ارجمندى و بايستگى اين فريضه مهم، به ابعاد و زواياى مختلف آن پرداخته و فلسفه و رازهاى آن را به شكلهاى گوناگون مطرح ساخته است. اين انگاره، مورد توجه جدى تفاسير قرآنى - به خصوص تفاسير عرفانى - قرار گرفته و نگاه معرفتگرايانه و باطنشناسانه آنها را جلب كرده است. از ديدگاه صاحبان اين تفاسير، آيات مربوط به حج، اقيانوس بيكرانى از معارف و مباحث عرفانى، اخلاقى و اشارى است كه با ژرفنگرى كشف و شهودانه و تأملات باطنى و معنوى، مىتوان آنها را به دست آورد و بر زيبايىها و حكمتهاى خيرهكننده حج پى برد.
نوشتار حاضر، درصدد تبيين رازها و اسرار عرفانى و معنوى حج، از ديدگاه اينگونه تفاسير است.
كليدواژه: اسرار حج، تفسير عرفانى - اشارى، مقام قلب، باطن حج.
حج، نه تنها عبادتى است به گستردگى همۀ عبادتها؛ كه سرّى است به ژرفاى همۀ اسرار.
حج، نه تنها فريضهاى است به زيبايى همۀ فريضهها؛ كه رازى است از رازهاى سترگ آسمانى.
حج، نه تنها محفل انس و دلدادگى است؛ كه مجلس عروج و شعور و شهود است.
حج، يكپارچه شور است و غوغا، نور است و سرور، معرفت است و محبت، ايمان است و يقين، توحيد است و عرفان و. . . .
حج، سرّ الله اعظم و ضيافت الله مكرّم است؛ هركس گام در وادى حكمتهاى آن گذارد، سرمست و واله بيرون آيد و هركس با بصيرت و معرفت، در ملكوت وجود آن وارد شود، واصل و شاهد از آن برگردد.
حج، كام تشنگان معنويت را با نور رحمانى سيراب مىسازد و جان شيدايان دوست را با آب حيات يزدانى، سرمست مىكند.
عارفان از جلوههاى معنوى آن در حيرتاند و عاشقان از كاميابى در آن سرخوش. متألّهان در پرتو آن بيناترند و حكيمان از ظهورات الهى آن در عجب. مهمترين و مطلوبترين راه درك و فهم اين رازِ بزرگِ حضرت حق، مراجعۀ عارفانه به سخنان كعبهآفرين و بهرهمندى از آيات قدسى قرآن است. استفاده از آيات قرآن كريم براى فهم حكمتها و اسرار حج، ظرافتها و لطافتهاى خاصّ خود را مىطلبد كه در اصطلاح به آن «روش تفسير عرفانى و اشارى» گفته مىشود.
يكى از روشهايى كه بهطور جدّى آيات مربوط به حج را مورد توجه قرار داده و تفاسير و برداشتهاى متفاوتى از آنها ارائه كرده، تفسير اشارى - باطنى (عرفانى) است. «اشاره» در اصطلاح به معناى چيزى است كه از كلام استفاده مىشود؛ بىآنكه كلام براى آن وضع شده باشد.
تفسير اشارى (عرفانى - باطنى) ، به اشاراتى مخفى گفته مىشود كه در آيات قرآن كريم موجود بوده و بر اساس عبور از ظواهر قرآن و توجه به باطن، استوار است؛ يعنى، از طريق دلالت اشاره