144دعوت خداوند را اجابت مىكند. «إِنَّ الحَمدَ» ى عنى اينكه همه چيز از توست، همۀ چيزهايى كه انسان را سرگرم و از خدا غافل مىكند، از او گرفته مىشود تا به حسب ظاهر مجرد شود. حتى لباس انسان هم نبايد دوخت داشته باشد. وقتى مجرد شد و لباس احرام پوشيد، بايد لبيك بگويد؛ زيرا حقيقت احرام اين است كه انسان لبيك بگويد و دعوت حق را اجابت كند. طواف كه يكى ديگر از اعمال حج است، به دور خانهاى انجام مىشود كه از آنِ خداوند است و محور طوافها بايد خداوند باشد و اگر انسان يك گام برخلاف دستورات خداوند بردارد، بايد طواف را اعاده كند و همۀ اين دستورات و اسرارى كه در حج وجود دارد، در واقع براى اين است كه انسان ساخته شود. عمل به دستورات خداوند خارج شدن از منجلاب است.
مثلاً براى زندهكردن سنت حضرت ابراهيم (ع) كه به شيطان سنگ مىزد. بايد به شيطان سنگ بزنيم و او را از خودمان دور كنيم و اين كارى بود كه حضرت ابراهيم (ع) انجام داد تا از مزاحمت شيطان جلوگيرىكند؛ زيرا شيطان از انسان نمىترسد و درهمهجا مانعى براى انسان است و قسم خورده كه از عبادت انسان جلوگيرى كند. وقتى شيطان اين حرفها را مىگويد - طبق نظريۀ علامۀ طباطبايى (قدس سره) كه وقتى كسى چيزى را نفى نمىكند، علامت اين است كه آن را قبول كرده است - خداوند، حرف شيطان را نفى نمىكند؛ يعنى آن را قبول مىكند، اما به او مىگويد: تو نمىتوانى به بندگان واقعى من كارى داشته باشى. انسان به كمك وسيلهاى اوج گرفته و به طرف بالا مىرود، ولى جاذبۀ زمين باعث مى شود كه سقوط كند. اما انسان بايد آن قدر اوج بگيرد تا جاذبۀ زمين بر او اثر نكند. شيطان هم انسان را جذب مىكند؛ مگر اينكه انسان از منطقۀ جاذبۀ شيطان بالاتر رود. جسم انسان نمىتواند به بالا برود؛ زيرا انسان مانند پيغمبر نيست كه معراج جسمانى داشته باشد و از طريق روح مىتواند اوج بگيرد. شيطان هم با روح انسان كار دارد؛ ولى وقتى روح انسان اوج بگيرد، ديگر شيطان به او كارى ندارد. امّا براى اوج گرفتن روح بايد مراحل زيادى را طى كرد و پشت سرگذاشت. تا انسان اينجاست گرفتار شيطان است. انسان با انجام اعمال عبادى مىتواند بالا برود و از تيررس شيطان دور شود.
از جمله اعمالىكه بسيار سريع انسان را به مقام والا مىرساند و شيطان ديگر نمىتواند به او دسترسى داشته باشد، حج است. حج آن قدر انسان را بالا مىبرد تا انسان خدايى و «عبدالله» مىشود و شيطان با همۀ هيبتش ذليل مىگردد. خداوند مى فرمايد: اگر تو بزرگ شوى، شيطان در برابر تو كوچك مىشود. شياطين - جنّى و انسى - با عبدالله كارى ندارند؛ ولى اكثريت انسانهاى روى زمين تحت تأثير شياطين هستند و به وسيلۀ آنها اسير شدهاند. حتى حج هم تغيير حالى در آنان ايجاد نمىكند و اين بدان جهت است كه آگاهى كاملى از اعمال و مناسك حج ندارند؛ زيرا از سرّ طواف و سنگ زدن و. . . آگاه نيستند. پس بايد به عمق قضايا برويم. انسان بايد ساعى و خستگى ناپذير باشد. وقتى ابراهيم (ع) هاجر و فرزندش را در آن بيابان مىگذارد، آنها با سعى و تلاش به آب حيات مىرسند. هاجر در اين مسير مىرفته و مىآمده (سعى مىكرده) است تا از زير پاى اسماعيل آب مىجوشد. اگر مىخواهيم آب حيات نصيبمان شود، بايد مانند هاجر باشيم، بايد كوشش كنيم.
خداوند وعده داده استكه اگر انسان سعى كند، او را به هدف مىرساند و خيلىها به هدف رسيدهاند و دستورات الهى را آنگونه كه خداوند فرموده، انجام دادهاند.
انبيا مىخواهند به انسان بفهمانند كه براى آن دنيا، اعضا و جوارحى لازم است و بايد اين اعضا را با تعبد و از جمله انجام اعمال و مناسك حج كه البته مهمتر هستند به دست آورد.