131به محبّت كسى ببندمكه آن را آفريده و لباس هستى را بر قامتش پوشانده است؛ بهگونهاى كه چهرۀ حق را با گسترهاى فراگير در تمام آفاق - علىرغم همۀ كثرات و اختلاف صور و نگارههاى آثار - كشف و شهود نمايم.
خلاصة كلام: براى رسيدن به صانع يكتا و مؤثر بىهمتا بايد از آثار و كثرات گذشت.
2. مقام جمع و توحيد
«فَاجْمَعْنِي عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنِي إِلَيْكَ» .
«به كارى وادارم كن كه به وصال و شهود جمالت رسم.»
اگر تفكّرِ ايستا در آثار صُنع الهى موجب بُعد مزار و طولانى شدن طريق وصول به محبوب مىگردد، پس بايد از خدا بخواهيم كه قواى حسّى و عقلى مان را متمركز سازد تا از پريشان خاطرى مصون مانيم و از تفرّق و تشتّت انديشه برهيم و با طى طريقى مطمئن به او برسيم.
مقامِ «جمع» و همبستگى با خالق يكتا، از شريفترين حالات و از والاترين مقامات در سير و سلوك بوده و در طريقۀ وصول، از نهاياتى است كه نمىتوان برتر از آن، حالى را يافت. لذا آن حضرت، از خداوند متعال مقام «جمع» را تقاضا كرد.
رسيدن به اين مقام، مستلزم طى مراحلى است كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
جمع العلم، نخستين مرحله است كه با رسيدن به آن، همۀ علوم به دست آمده به كمك حواس پنجگانه، از بين مىرود و علم لدنّى، طومار همۀ اين معلومات و معارف را درهم مىپيچد و انسان را به مرحلۀ عرفان و معرفت مىرساند؛ يعنى به مقامى مىرسد كه معارف و دانايىاش دستخوش ترديد و تزلزل نمىگردد.
جمع الوجود، دومين مرحله است كه با درخشش بارقهاى از علم لدنّى بر قلب، آدمى به اين مرحله بار مىيابد و ديوارهاى مرزِ پايانى اتصالِ به حقايق برايش فرو مىريزد؛ زيرا از حجابهايى كه ميان سالك و معبود جدايى انداخته، عبور مىكند.
جمع العين، سوّمين مرحله است كه با گذر از مرحلۀجمع الوجود مىتوان به آن رسيد. كسى كه فناى در حق را به معاينه مىبيند، آمادۀ ورود به مرحلۀ «جمع العين» مىشود و هرگونه اشاره و ارائهاى؛ اعم از اشارۀ محسوس و اشارۀ معقول از ميان بر مىخيزد؛ زيرا در چنين مرحله اى، حكم و داورى اشاره باطل مى شود و ارزش خود را از دست مىدهد.
چنين مرحلهاى همان مقصد و مقصود والا و فناى در آن، مطلوبِ برين مىباشد كه سيد و سالار شهدا (ع) با تعبير «فَاجْمَعْني عَلَيكَ» ، آن را از حضرت احديت تقاضا كرده است.
پرسش: با توجه به اينكه «خدمت» از حالات اكتسابى است؛ لكن حالِ «جمع» ، حالى است كه خداوند به بندهاش موهبت مىكند و از راه كسب و اكتساب به دست نمىآيد. پس چرا امام حسين چنين حالى را با بيانِ «بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنِي إِلَيْكَ» براى خود تقاضا مىكند؟
پاسخ: امام حسين (ع) از خداوند مىخواهد خدمتى را كه وسيلۀ راهيابى سريع او به مقام جمع بشود، به او ارائه نمايد كه درگير راههاى پر و پيچ و خم نشود بلكه با انجام آن خدمت، شايستگى چنين موهبتى را پيدا كند كه در اثر آن تا مقام وصول پيش رود.