129بدن، امان از خوف و آزادى از آتش و مصون بودن از مكر و استدراج و شرّ فاسقان جنّى و انسى به پايان مىرسد.
بخش دهم دعا، 20 را امام (ع) در حالى كه ديدگانش گريان و سر به سوى آسمان بلند كرده، انشا مىكند و با درخواست يك حاجت كه اگر روا شود، ردّ بقيۀ حاجات زيانبار نباشد و اگر رد شود اجابت آنها سودى ندهد؛ يعنى نجات از آتش جهنم، سخن خود را به سوى توحيد خدا و ربوبيت او مىكشاند و آنگاه صدا را به ذكر يا رب، يا رب بلند و همگان را مبهوت و واله مىنمايد.
شرح بخشهاى قسمت دوم دعاى عرفه
قسمت دوم اين دعا كه داراى مضامين بلندى است، با عبارت
«إِلَهِي أَنَا الْفَقِيرُ فِي غِنَايَ فَكَيْفَ لاَ أَكُونُ فَقِيراً فِي فَقْرِي» آغاز شده و تا پايان، خدا را 31 بار با عبارت «إِلَهِى» صدا مىزند. اين قسمت دعا نيز مانند قسمت آغازين آن، فراز و فرودهايى دارد؛ گاهى امام (ع) چنان در جذبۀ الهى فرو مىرود كه گويى خدا را مشاهده مىكند و گاهى چنان مستغرق در فقر و نياز است كه به خود مىپيچد و از خدا مىخواهد اين حالت را از او بگيرد!
با توجه به اين فراز و فرودها، مىتوان اين قسمت از دعا را به چهارده بخش تقسيم كرد كه امام (ع) در هر يك از اين بخشها به خواسته و نكتهاى اشاره دارد:
بخش نخست 21 را با اعتراف به فقر و جهل آغاز مىكند و قضا و قدر را مانع از اعتماد به نعمتها و موجب يأس از خداوند در هنگام نزول بلا مىشمارد و لطف و رأفت او را مىستايد و منشأ ظهور نيكىهايش را فضل خداوند و منشأ ظهور بدىهايش را عدل او مىداند.
بخش دوم 22 را با هشت پرسش آغاز نموده، اقرار مىكند كه رحمت، رأفت، كرم و جود خداوند، وجود او را فراگرفته و وابستگى خود به خدا، فقر و نادارى و آگاهى او از حال بندهاش را گوشزد مىنمايد، آنگاه به ستايش خدا مىپردازد.
در بخش سوم 23 به بيان نكتهاى عرشى و سرّى از اسرار ملكوتى مىپردازد؛ سخنى كه صدورش از غير معصوم امكان ندارد؛ «از اختلاف آثار و تحوّلات جهان دانستم كه غرض تو از آفرينش من، اين استكه تو خود را در هرچيز به من بشناسانى؛ به گونهاى كه در هيچ چيزى نسبت به تو جاهل نباشم.»
بخش چهارم، 24 كرم و احسان خدا را سبب گشايش نطق و به طمع افتادن خود دانسته و در برابر ذات اقدس الهى اظهار عجز و ناتوانى و جهل مىكند.
در بخش پنجم، 25 خود را تسليم مشيت خداوند و خواست او دانسته و از اين كه پيوسته به اطاعت مشغول نيست، عذرخواهى كرده است.
بخش ششم، 26 كه از فرازهاى بلند دعا است، وصول به وجود خدا از راه آثار او را سبب دورى از او و استدلال بر وجودش به وسيلۀ آنها را غير ممكن دانسته است و وجود حضرت حق را در نهايت وضوح و روشنى كه نيازى به دليل ندارد، مىبيند.
در بخش هفتم، 27 از خداوند مىخواهد كه معرفت نسبت به او را از راه تجلّى و كشف و شهود قرار دهد نه از راه آثار.