125مقام معظم رهبرى - دام ظلّه العالى - با ارائۀ طرحى نوين، راه جديدى را به روى ما مىگشايند تا اطمينان دهندكه اين دعا از آغاز تا پايانش، از امام حسين (ع) است. ايشان فرمودهاند:
«شخصيت درخشان و بزرگوار امام حسين (ع) دو وجهه دارد: يك وجهه، همان وجهۀ جهاد و شهادت و توفانى است كه در تاريخ به راه انداخته و همچنان هم اين توفان با همۀ بركاتى كه دارد، برپا خواهد بود؛ كه شما با آن آشنا هستيد. يك بُعد ديگر، بعد معنوى و عرفانى است كه بهخصوص در دعاى عرفه به شكل عجيبى نمايان است. ما مثل دعاى عرفه كمتر دعايى را داريم كه سوز و گداز و نظم عجيب و توسّل به ذيل عنايت حضرت حق متعال بر فانى ديدن خود در مقابل ذات مقدّس ربوبى در آن باشد؛ دعاى خيلى عجيبى است.
دعاى ديگرى مربوط به روز عرفه در صحيفۀ سجاديه هست، كه از فرزند اين بزرگوار است. من يك وقت اين دو دعا را با هم مقايسه مىكردم؛ اوّل دعاى امام حسين را مىخواندم، بعد دعاى صحيفۀ سجّاديه را. مكرّر به نظر من اين طور رسيده است كه دعاى حضرت سجّاد، مثل شرح دعاى عرفه است. آن، متن است؛ اين، شرح است. آن، اصل است؛ اين، فرع است.
دعاى عرفه، دعاى عجيبى است. شما عين همين روحيه را در خطابى كه حضرت در مجمع بزرگان زمان خود - بزرگان اسلام و بازماندگان تابعين و امثال اينها - در منا ايراد كردند، مشاهده مىكنيد. ظاهراً هم متعلّق به همان سال آخر يا سال ديگرى است - من الآن درست در ذهنم نيست - كه آن هم در تاريخ و در كتب حديث ثبت است.
به قضيۀ عاشورا و كربلا برمىگرديم. مىبينيم اينجا هم با اينكه ميدان حماسه و جنگ است، اما از لحظه اوّل تا لحظه آخرى كه نقل شده است كه حضرت صورت مباركش را روى خاكهاى گرم كربلا گذاشت و عرض كرد:
«إِلَهى رِضاً بِقَضَائِكَ وَ تَسلِيماً لأمرِكَ» ، با ذكر و تضرع و ياد و توسّل همراه است. از وقت خروج از مكه كه فرمود:
«مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا» ، با دعا و توسل و وعدۀ لقاى الهى و همان روحيۀ دعاى عرفه شروع مىشود، تا گودال قتلگاه و
«رِضاً بِقَضَائِكَ» لحظه آخر. يعنى خود ماجراى عاشورا هم يك ماجراى عرفانى است. جنگ است، كشتن و كشته شدن است، حماسه است - و حماسههاى عاشورا، فصل فوقالعاده درخشانى است - اما وقتى شما به بافت اصلى اين حادثه حماسى نگاه مىكنيد، مىبينيد كه عرفان هست، معنويت هست، تضرّع و روح دعاى عرفه هست. پس، آن وجه ديگر شخصيت امام حسين (ع) هم بايد به عظمت اين وجه جهاد و شهادت و با همان اوج و عروج، مورد توجه قرار گيرد.
حال نكتهاى كه مىخواهم عرض كنم، اين جاست. شايد بشود قاطعاً گفت كه همين معنويت و عرفان و توسّل و فناء فىالله و محو در معشوق و نديدن خود در مقابل اراده ذات مقدّس ربوبى است كه ماجراى عاشورا را هم اين طور باعظمت و پُرشكوه و ماندگار كرده است. به عبارت ديگر، اين جانبِ اوّل - يعنى جانب جهاد و شهادت - آفريده و مخلوق آن جانبِ دوم است؛ يعنى همان روح عرفانى و معنوى. خيلىها مؤمناند و مىروند مجاهدت مىكنند، به شهادت هم مىرسند - شهادت است، هيچ چيزى كم ندارد - اما يك شهادت هم هست كه بيش از روح ايمان، از يك دل سوزان، از يك روح مشتعل و بىتاب در راه خدا و در محبّت پروردگار و غرقه در ذات و صفات الهى، سرچشمه مىگيرد. اينگونه مجاهدتى، طعم ديگرى پيدا مىكند. اين، حال ديگرى مىبخشد. اين، اثر ديگرى در تكوين مىگذارد. . .