113علم و دانايى است؛ چنانكه در تفسير تسترى بدان اشاره شده است:
«. . . إن اللّه تعالى أمرهم أن يتّقوه على مقدار طاقات عقولهم بما خصهم به من نور الهداية بذاته، و القبول منه، و إفرادهم بالمعنى الذي ركبه فيهم، و علمه بهم قبل خلقهم، فذكرهم تلك النعمة عليهم، و دعاهم بتلك النعمة التي سبقت لهم إلى الاعتراف بنعمة ثانية بعد الموهبة الأزلية، و هي حقيقة المعرفة، و قبول العلم بالعمل خالصاً له. . . .» .94
چهاردهم؛ جلب فيضهاى رحمانى
حج، «ضيافت الهى» است كه در آن براى عارفان و سالكان سفرهاى از فيضها، بركات و عنايات گسترده شده و هر لحظه تجلّيات و خيراتى براى آنان در پيش است. اين امرى روشن و ثابت است كه در تفاسير نيز بدان پرداخته شده است.
در بارۀ آيۀ (فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ. . .) آمده است: آوردن «إِذَا» كه بر وقوع دلالت دارد، اشاره به اين است كه افاضه از عرفات - كه دلالت بر وقوع در آن مىكند - امرى است محقّق و مسلّم كه ناگزير بايد انجام شود. اينكه به آن حكمى بشود، هيچ نيازى ندارد. اين معنا مناسب تأويل است؛ زيرا كه سالك إلى الله و كسىكه حجّ بيت حقيقى را - كه قلب است - نيت كرده، به سبب حمل زاد و توشه و طلب فضل خدا، از تنگى و سختى بيرون مىآيد. آنگاه كه به سبب امر خدا، روزى و فضل خدا را مىجويد، به دورترين مراتب نفس از قلب تنزّل مىيابد. . . آنگاهكه به پايينترين مراتب نفس افتاد، نمىتواند آنجا متوقّف شود؛ بلكه از آنجا دور مىشود. گويا كسى او را به راه خانۀ حقيقى مىداند؛ ولى او بدون اينكه در راه بايستد و توقّف كند، به خانه نمىرسد. پس در مزدلفه مىايستد، سپس در منا توقّف مىكند؛ بعد، از آنجا به مكّۀ قلب باز مىگردد. بنابراين، واقع شدن در عرفات و وقوف، لازمۀ طلب فضل است و بازگشت از عرفات، لازمۀ وقوع در آن است و همچنين است وقوف در مزدلفه و منا.95
كسىكه با توجّه به تقواى درونى، شعائر الهى (حج و مناسك آن را) ، به درستى به جاى آورده و حقّ آن را ادا كرده است؛ در واقع با قلب و درون پاك آن را بزرگ دانسته و نيكو شمرده است. اين چنين قلب پرهيزگارى، نظر كننده به سوى حضرت حق، به كمك نور الهى در همۀ زمانها و تمامى حالات است. كسانىكه در حج، شعائر الهى را تعظيم مىكنند و به خداوند متعال تقرّب مىجويند، منافع و بركات فراوانى به دست مىآورند كه قابل شمارش نيست؛ چنانكه در تفسير «الفواتح الالهيه» آمده است:
«(وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ) المأمورة له في أداء الحج و يوقّر حق توقيرها و تعظيمها (فَإِنَّهَا) أى شأن تعظيمها و تحسينها عن من صدر إنّما هو صادر ناشئ (مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ) الناظرة الى الله بنور الله في جميع أوقاتها و عموم حالاتها (لَكُمْ) أى في ملككم و تحت تصرّفكم أيها المؤمنون المعظمون شعائر اللّه الناسكون بمناسك الحج (فِيهَا) أى في الهدايا و الضحايا التي أنتم تتقربون بها إلى الله (مَنافِعُ) كثير. . .»96
اسرار و حكمتهاى عرفانى حج در تفاسير عرفانى قرآن بىشمار است؛ ولى اين نوشتار گنجايش بيش از اين مقدار را ندارد. اميد است كه اين بحث را در پژوهشهاى مفصلترى ادامه دهيم و از زيبايىهاى خيرهكنندۀ تفسيرهاى عرفانى قرآن بيشتر بهره ببريم.
پىنوشتها:
1. رضايى، محمدعلى؛ «روششناسى روايات تفسيرى آيات مهدويت» ، فصلنامۀ انتظار، ش 19، صص 13 و 33
2. معرفت، محمد هادى؛ تفسير و مفسران، ج 2، ص 335
3. ر. ك. به: همان، صص 358 - 341