111بسيارى از مفسّران گفتهاند: مراد از « ليَقْضُوا » حلق رأس و قصّ شارب و ظفر و امثال آن است كه بر مُحرم حرام بود، ديگر حلال مىشود؛ مگر سه تا از محرّمات احرام. . . بعضى گفتهاند: رفع كثافات بدنيه است به غسل در روز عيد. بعضى گفتهاند: رمى جمرات است در ايام تشريق. . . و لكن مطلق است و شامل جميع كثافات مىشود؛ حتّى كثافات معنويه به توجه و انابه و اداى حقوق النّاس و حقوق الهيه و نحو اينها. . .83
در واقع آيۀ شريفه اشاره است به اينكه: بعد از قربانىكردن، نوبت به پالايش درون از آلودگىها؛ يعنى از چركهاى احتمالى، زشتىهاى نفسانى و نشانههاى خودخواهى مىرسد و اين سرّ عظيم حج است:
«بعد ذبح الهدايا و الضّحايا (ليَقْضُوا) و ليزيلوا (تَفَثَهُمْ) و أوساخهم العارضة لهم من رين الإمكان و شين الهويات و مقتضيات الأنانيات وَ بعد تطهير أوساخ الإمكان و إكدار الهيولا و الأركان (لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ) التي قد نذروها في قطع بوادي تعيّناتهم. . .» .84
به نظر ابن عربى: (ليقْضُوا) به معناى زدودن آلودگىها و ناراستىهاى درونى است؛ مثل كندن موى حرص و طمع، كوتاهكردن ناخنهاى خشم و كينه و دگرگونىهاى نفس متلوّن و. . . (تَفَثَ) تزكيۀ نفس و زدودن موانع و تحليه و زينتكردن درون است؛ جملگى از منافع عرفانى حج به شمار مىروند.
«(لْيَقْضُوا) وسخ الفضول و فضلات ألواث الهيئات كقصّ شارب الحرص، و قلم أظفار الغضب و الحقد. و في الجملة: بقايا تلوينات النفس. . . فقضاء التفث التزكية و إزالة الموانع و الإيفاء بالنذور و التحلية و تحصيل المعارف. . .» .85
در تفسير تسترى نيز اشاره شده كه: قلوب بندگان واقعى از شكّ و ترديد و قساوت پاك بوده و آراسته به نور ايمان و شناخت است. خداوند خود فرمان داده كه بايد دل را از هرگونه زنگار و ميل به هر نوع هوس و غفلتى پاك كرد؛ همانگونه كه كعبۀ مكرّم را بايد از آلودگىها دور داشت؛ ( وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ ) .86
در مقام تخليه است كه گناهان و معاصى سالك فرو مىريزد و نوبت به تحليه و آراستن نفس به مكارم اخلاقى و فضايل انسانى مىرسد. اين بركت و خير عظيمى است كه تنها و تنها در حج شامل انسان مىشود؛ زيرا در آنجاست كه به يقين گناهان فرو مىريزد و آمرزش الهى او را در بر مىگيرد.
قرآن مىفرمايد: ( لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) ؛ يعنى به سوى تو مىآيند تا از منافع دنيايى و اخروى آن بهرهمند شوند. اين بهرهورى و منفعت فراوان، در ساير عبادات ديده نمىشود. نماز و روزه عبادتهايى هستند كه فقط نفس انسان بدانها مشغول مىشود و يا عبادتهاى ديگرى كه تنها جنبۀ مالى دارند. اما حج، مشتمل بر همۀ اينهاست. علاوه بر اينكه در سفر حج، تحمّل بارهاى سنگين، راههاى ناهموار، دورى از دوستان و جدا شدن از اسباب، هجرت از خانه و سرزمين و دورى از اهل و فرزند و. . . وجود دارد. به همين جهت آمده استكه: حج، گناهان را زايل و پاك مىسازد؛ همان گونه كه در احاديث آمده است: «مَنْ حَجَّ هَذَا الْبَيْتَ فَلَمْ يَرْفُثْ وَ لَمْ يَفْسُقْ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ» .87
در آيه ديگر مىفرمايد: ( الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ )88 در «كشف الاسرار» آمده است: «حاء» ، اشارت است به حلم خداوند با رهيكان خود و «جيم»