99* حسين عطايى مسؤول عمرۀ دانشگاهى:
شايد تمام مطالب و نكاتى راكه شما در اين جلسه مطرح كرديد، در بعثه و ستاد پىگير هستيم و قبول هم داريم كه دانشجو بعد از اين سفر نبايد يله و رها باشد، لذا ما به دنبال اين بوديم و هستيم كه اين دغدغهها را از زبان شما اساتيد و رييسان دانشگاهها كه در واقع متولّيان اصلى دانشجويان هستيد بشنويم و با توجه به نظريات و راهكارهايى كه ارائه مىكنيد بتوانيم ضمن مدوّن كردن آنها در قالب برنامه مطمئن باشيم كه مىتوانيم براى بعد از سفر دانشجويان، به كمك و همراهى شما اميدوار باشيم.
اين را از اين جهت گفتم كه ما حدود 14 سال است كه عمرۀ دانشجويى را راه اندازى كردهايم و مدتى است كه آن را ارتقا داده و به عمرۀ دانشگاهيان تبديل كردهايم ولى متأسفانه مىبينيم كه ارتباط ميان مجموعۀ ستاد عمرۀ دانشگاهى و مجموعۀ دانشگاهها فقط منحصر مىشود به زمان اعزام و اين درست نيست.
اين جلسه با همّتى كه ازسوى مسؤول بعثه صورت گرفته، دوّمين جلسه در ظرف يك هفته با اساتيد و رييسان دانشگاههاست. همانطوركه تأكيد كردم، به دنبال چنين راهكارهايى هستيم و معتقديم كه ايجاد اين راهكارها زمينهاش ارتباط شما با ما به عنوان متولّى دانشجويان با ستاد عمرۀ دانشگاهيان و ارتباط ما با شماست.
مثلاً امروز اگر ما براى برگزارى يك كلاس عمرۀ دانشگاهى در يك دانشگاه كه همۀ آنها مجهز به سالنهاى متعدد مىباشند، به دنبال حتى اجارۀ يك سالن باشيم، هيچكس حاضر نيست به ما سالن بدهد؛ همانطوركه گفتم حتى در قبال پرداخت اجاره! بهطورىكه ما مجبور مىشويم در بيرون از محيط دانشگاه اقدام به اجارۀ سالن كنيم. منطق ايجاب مىكند كه اينگونه زمينهسازىها در محيطهاى دانشگاهى و در معرض ديد ديگر دانشجويان صورت گيرد تا تأثيرات حاشيهاى را هم به همراه داشته باشد.
ما هم مانند شما فكر مىكنيم و معتقديم كه در محدودۀ زمانىِ 12 روز نمىتوان دانشجو را متحوّل كرد و اگر هم متحول شود، تثبيت آن بعد از سفر مستلزم استمرار ارتباط با دانشجوى متحول شده است، ولى به شرط آنكه با ما نيز همكارىهاى لازم صورت گيرد.
ما در سال جارى با خواهش توانستيم 2 سالن را از دانشكدۀ علوم اجتماعى دانشگاه تهران در اختيار بگيريم وكلاسهايمان را در آن دايركنيم اما به صورت حدّ اقلّى، اگرچه به رغم تحمّل سختى هاى فراوان، در پايان نتيجۀ نسبتاً خوبى هم گرفتيم.
اكنون تقاضاى ما از شما بزرگواران - كه رييسان دانشگاهها و اساتيد گرامى هستيد - اين است كه در اين موضوع ارتباط مستمر داشته باشيد.
ما به دنبال اين هستيم كه در اين خصوص؛ يعنى عمرۀ دانشجويى، واحدهاى درسى مجازى ايجاد كنيم و به گونهاى انتخاب و اعزام دانشجويان به اين سفر را مشروط كنيم به گذراندن اين واحدها و. . .
آقاى دكتركولىوند گفتند كه دانشجو به اين سفر مىآيد براى خوشگذرانى و خنده و شوخى، ولى من خدا را در كنار مرقد مطهّر پيامبر (ص) شاهد مىگيرم كه اصلاً چنين نيست؛ چرا كه بايد فيلمهاى ورود اين دانشجويان و فيلمهاى خروج همين دانشجويان را در پايان سفر ببينيد و ببينيد كه همان دانشجويىكه فكر نمىكنيد در وطن خود اصلاً نماز بخواند، چگونه هنگام سوار اتوبوس شدن، هِق هِق گريه مىكند! همۀ دانشجويان بى استثنا وقتى به اين سفر مشرف مىشوند تحوّل پيدا مىكنند و ما بايد به فكر بعد سفرشان باشيم كه انشاءالله با كمك شما عزيزان بتوانيم برنامهريزى خوبى در اين جهت داشته باشيم.
دانشجويانىكه به فرمودۀ آقاى كولىوند براى خنده به اين سرزمين مىآيند و يا به فرمودۀ آقاى دكتر مسعود، وضوگرفتن و نماز خواندن را نمىدانند، همينها شاگردان شما و تربيت يافتگان علمى شما در دانشگاهها هستند و ما عاجزانه از شما مىخواهيم كه براى نجات اينگونه افراد با هم همكارى مجدّانه داشته باشيم.
ما بر اين باوريم كه اين طرح اگر با كمك شما تدوين شود، پاسخ خواهد داد؛ چرا كه چنين كارى را به صورت آزمايشى و ناقص با عنوان «كانون ميقات» در دانشگاه الزهرا3 و يك كانون هم در دانشگاه تهران به اجرا گذاشتهايم و نتايج و تجربيات خوبى به دست آوردهايم.
ما دستان همۀ شما بزرگواران را مىبوسيم و تمام تفكراتتان را هم قبول داريم ولى اين را هم بايد عرض كنيم كه عمرۀ ما عمرۀ سياسى نيست و همكاران من در ستاد عمرۀ دانشگاهيان كاملاً فارغ از مسائل سياسى براى ايجاد تحوّل در دانشجويان تلاش مىكنند و اصلاً به اين موضوع نگاه سياسى ندارند بلكه نگاه، نگاه كاملاً عبادى براى ساخته شدن جوانان و مصونيت يافتن آنها از تمامى بلياتى است كه دشمن در قالبهاى مختلف؛ مانند وهابيت، بىدينى و پوچى و لا ابالىگرى براى نسل جوان ما طراحى كرده، بودجه برايش گذاشته و مدتهاست در قالب جنگ نرم، به اجرا در آورده است.
گفتنى است در اين جلسۀ 3 ساعته، خانم فردوسى از اساتيد دانشگاه و آقايان: