84به يقين، اگر بذر علم در سرزمين وجود كسى درست پاشيده شود و نهاد دانش در دل شخصى درست غرس گردد، محصول و ثمرهاش جز «حسن خلق» و برخورد نيكو نخواهد بود و به عكس، جهل و نادانى است كه آثارى همچون: زشت خويى و بداخلاقى را به دنبال خواهد داشت.
على (ع) دراين باره فرموده است:
«الخُلْقُ المَذْمُومُ مِنْ ثِمَارِالجَهْلِ» .53
«اخلاق ناپسند برخاسته از جهل و نادانى بشراست.»
حوزويان كه بار امانت تبليغ را بر دوش نهادهاند، در رأس برنامۀ تبليغى خود مى بايست گفتار نيك و اخلاق حسنه را قرار دهند تا بتوانند راهى به دل ديگران بگشايند و پيام اسلام را به درون قلعۀ جانها برسانند.
خداوند به حضرت موسى و هارون8 كه قصد هدايت و تبليغ فرعون را داشتند، مى فرمايد:
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى، فَقُولاَ لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى .54
«به سوى فرعون برويد كه او طغيان كرده است. با او با نرمى سخن بگوييد شايد پندگيرد يا بترسد.»
به شيرين زبانى و لطف و خوشى
ت--وانى ك--ه پيلى به مويى كشى
برخورد نيكو جاذبه آفرين است و با حسن خُلق سريعتر و بهتر مىتوان بذر محبت به دلها افكند.
امير المومنين (ع) فرمود:
«مَن حَسُنَ خُلقُهُ كَثُرَ مُحِبُّوهُ وَ آنَسَت النُّفُوسُ بِهِ» .55
«كسى كه نيك خُلق باشد، دوست داران فراوانى خواهد داشت وانسانها به او انس خواهند گرفت.»
قرآن كريم، پيامبرخدا (ص) را با «خلق عظيم» ستوده و از او به عنوان «اسوۀ حسنه» ياد كرده است و راز موفقيت و رمز پيروزى او را در همين صفت مىداند:
فَبِما رَحْمَۀٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ .56
«به سبب رحمت الهى در برابر آنان نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از گرد تو پراكنده مىشدند.»
و نيز دربارۀ برخورد انسانى و نيك حضرت ابراهيم فرمود:
قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّى إِنَّهُ كانَ بِى حَفِيًّاً .57
«گفت: سلامت باد! از پروردگارم برايت آمرزش خواهم خواست؛ زيرا او بر من مهربان است.»
از اين آيات استفاده مىشود كه مبلّغ بايد براعصاب خود مسلّط باشد تا بتواند به درستى و شايستگى در برابر واكنش دعوت و تبليغش برخورد كند؛ چنانكه حضرت ابراهيم (ع) با نهايت بزرگوارى در برابر آزرِ بت پرست گفت: سَلامٌ عَلَيْكَ .
اين سلام ممكن است توديع و خدا حافظى باشد كه با گفتن آن، ابراهيم آزر را ترك كرد و ممكن است سلامى باشد به عنوان ترك دعوى، چنانكه درجايى ديگر قرآن ميفرمايد: وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً .58
اين روش به ما مىآموزد كه براى هدايت ديگران و نفوذ در درون جان آنان، بايد پيش از توسل به خشونت، از منطق محبّت و احترام استفاده نمود. البته ممكن است برخورد ملايم و مهرآميز در دل سياه و سخت منحرفان اثر نكند اما اصل حاكم بر روح تبليغ، همان روح محبّت و انساندوستى و خوش برخوردى است.
مبلّغ موفق، مبلّغى استكه دربرابر اعتراضات مخاطبان، ازكوره در نرود، با اخلاق نيكو برخورد كند و از جدال و لجبازى اجتناب ورزد؛ زيرا جدال وتنازع، عزّت مؤمن را ضايع مىكند وشخصيت او را تباه مىسازد. اگر ديد مخاطب قانع نمىشود، با كلمات زيبا و احترام كامل او را بدرقه كند.