83مبلّغان بايد در رساندن پيام حق از خودكمبينى به دور باشند و پرچم تبليغ را با عزمى آهنين و ارادهاى فولادين بر دوش كشند. بر وارثان انبيا و مبلّغان ارزشها روا نيست شاهد صحنههايى باشند كه حقى در آن پايمال و يا حدّى ضايع مىگردد. على (ع) فرمود:
«لايضيع لله حد و أنا حاضر» ؛48 «در حضور من حدّى از حدود الهى ضايع نمىشود.»
تذكر: البته نبايد فراموش كرد كه در حكومت اسلامى و نظام ولايت فقيه، بعضى از امور، از شئون حكومت اسلامى محسوب مىشود؛ دخالت مستقيم و برخورد خودسرانه، موجب هرج ومرج اجتماعى مىگردد. بر مبلّغان دين لازم است كه در ا ين گونه موارد از راههاى قانونى استفاده كنند و يا به تذكر و انتقال مسائل به مسئولين ذيربط اكتفا نمايند.
مبلّغان راستين، در بيان رسالت تبليغى، از هرگونه مريد بازى و ملاحظهكارى بهدور هستند و در هيچ موقعيتى، ضابطه را فداى رابطه نمىكنند و در برابر منكرات و مفاسد، موضع مثبت و پويا دارند واز هرگونه بىتفاوتى و سهل انگارى كه مايۀ جرأت مفسدان و توطئه گران مىشود، بهدورند.
على (ع) براى كسانىكه سمت رهبرى و پيشوايى فكرى و عملى مردم را به عهده مىگيرند، سه صفت بزرگ را ضرورى و لازم مىشمارد:
«لاَ يُقِيمُ أَمْرَ اللهِ سُبْحَانَهُ إِلاَّ مَنْ لاَ يُصَانِعُ وَ لاَ يُضَارِعُ وَ لاَ يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ» .49
«فرمان خدا را تنها كسى مى تواند اجرا كند كه سازشكار نباشد و به روش اهل باطل عمل نكند و پيرو فرمان طمع نگردد.»
اين فصل را با ذكر فرازى از گفتار امام امت1 كه مظهر شجاعت، شهامت، صراحت و قاطعيت بود، پايان مىبريم. از شهيد بزرگوار آيت الله سعيدى نقل شده است كه:
«. . . يك روز رفتم پيش ايشان (امام خمينى1) ، گفتم: آقا! ممكن است بعضىها شما را تنها بگذارند. . . و نه تنها طرف شما دولت ايران و ديگران هستند بلكه دولت بزرگ آمريكا است.»
ايشان فرمودند: «اگرجن و انس يك طرف و من طرف ديگر باشم، بدون ترس و واهمه حرف خود را مى زنم.»50
فصل ششم: خوش رويى
از جمله ويژگىهاى مبلّغان، آداب پسنديده و اخلاق شايسته است.
آراستگى به اخلاق نيك و دورى از صفات ناشايست و خوىهاى ناپسند، برهرمسلمان لازم است ولى بر طلايهداران دانش دين و آنانكه نشان دين بر پيشانى دارند وگفتار و كردارشان به حساب مكتب واهل بيت: گذاشته مىشود سزاوارتر و ضرورىتراست.
امام صادق (ع) به شخصىكه خود را از دوستان اهل بيت: مىدانست ولى گرفتار انحراف در اخلاق و عمل بود، فرمود:
«إِنَّ الْحَسَنَ مِنْ كُلِّ أَحَدٍ حَسَنٌ وَ إِنَّهُ مِنْكَ أَحْسَنُ لِمَكَانِكَ مِنَّا، وَ إِنَّ الْقَبِيحَ مِنْ كُلِّ أَحَدٍ قَبِيحٌ وَ إِنَّهُ مِنْكَ أَقْبَحُ» .51
«نيكى از هر كسى شايسته است و از تو شايستهتر زيرا تو خود را به ما وابسته مى دانى و بدى از هر كه باشد بد است ولى از تو بدتر.»
به حُسن خُلق توان كرد صيد اهل نظر
بدام و دانه نگيرند م--رغ دانا را
«حافظ»
برخورد نيك مبلّغان، زمينۀ تأثير سخنان آنان را فراهم مىكند؛ زيرا رابطۀ مستقيم ميان «حُسن خُلق» و «پذيرش سخن» وجود دارد. على (ع) فرمود:
«إِذَا حَسُنَ الخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ» .52
«آنگاه كه خوى واخلاق نكو باشد، سخن و گفتار دلنشين گردد.»