97نسبت نكردهاند او را به سوى ابراهيم خليل، بلكه مرد خياطى بود كه ابراهيم نام داشت و مىنشست نزد همين باب، و گذشت او را عمر در آن جا بسيار، پس معروف شد اين باب به اسم وى.
سوم: باب بنى سهم، كه معروف گشته است به باب العمره، به سبب آن كه از باب بنى سهم مردم به سوى تنعيم مىرفتند براى عمره و خروج و دخول مىنمودند از اين باب غالباً، پس به باب العمره مشهور شد و اين نيز يك طاق دارد.
امّا مسجدالحرام را در جانب شامى كعبۀ معظّمه پنج باب است:
يكى: آن كه معروف است به «باب السدره» و «باب عتيق» ، و تسميه كردند او را در زمان قديم به «باب العمره» ، و «ابن العاصى» و اين نيز يك طاق دارد.
دوّم: «باب العجله» ، كه تسميه مىكنند او را به «باب الباسطيه» ، به سبب اتّصال به مدرسۀ عبدالباسط و آن نيز يك طاق دارد.
سوّم: بابى كه واقع است در جانب زيادۀ مذكوره به طرف شامى از كعبه و آن معروف است به «باب قطبيه» و آن هم يك طاق دارد.
چهارم: آن كه به سمت دارالنَدْوه استو معروف است به باب الزياده، و آن سه طاق دارد.
پنجم: معروف است به «باب الدُرَيبه» ، قريب از منارۀ باب السلام و آن يك طاق دارد.
وامّا استوانات مسجد الحرام
اعنى ستونهاى آن در اين زمان. پس بدان كه ستونهاى او بر دو قسماند: قسم اوّل از رُخام، يا از حَجَر صُوّان و رُخام - به ضمّ راى مهمله و به خاى معجمه - سنگى است سفيد و نرم معروف و صُوّان - به ضمّ صاد مهمله و تشديد واو - قسمى است از سنگ سخت و اينها سيصد و يازده (311) عدد ستون هستند؛ از آنها در جهت شرقى از مسجدالحرام شصت و دو ستون رُخام است و در جهت شمالى از وى - كه به سوى حطيم است - هشتاد ويك ستون رُخام است و در جهت غربى از وى، شصت و چهار ستون است؛ از آنها شش ستون از حَجَر صُوّان و پنجاه و هشت از رُخام. و در جهت جنوبى از وى هشتاد و سه ستون است؛ از آنها يازده ستون از حَجَر صُوّان و هفتاد و دو از رُخام. و در زيادتى كه واقع است در طرف دارالندوه، پانزده ستون است؛ از آنها يكى از حَجَر صُوّان است و چهارده از رُخام. و در زيادتى كه به جانب باب ابراهيم است، شش ستون است از رُخام و قسم دوّم از حَجَر شُميسى است.