90زياد، شروع كردند در هدم ديوارهاى قديم به روز دوشنبه، به تاريخ دهم از شهر جمادى الثانى از سنۀ الف و اربعين. و بعد از فراغ از هدم آنها، شروع كردند در بنا، به روز سهشنبه، به تاريخ بيست و پنجم شهرمذكور.
تا آنكه فارغ گشتند از بناى مذكور و تعمير و ترميم جميع آن چه شكسته بود از طرف مقام ابراهيم و از ابواب مسجد، چنانچه باب السّلام و باب ابراهيم و از منارههاى آن و مدرسۀ سليمانيه و غير ذلك، به تاريخ بيستم از شهر ذى قعدۀ الحرام سنۀ الف و اربعين. انتهى ما ذكره الزنجبيل فى رسالته.
پس حاصل آن است كه بنا كرده شده است كعبۀ معظّمه يازده مرتبه و معلوم شد آن چه اصحاب تواريخ سابقه؛ يعنى ازرقى و فاسى و قطب الدين مكّى گفتهاند كه باقى مانده است بناى حَجّاج الى يومنا هذا. پس آن به سبب عدم ادراك ايشان بود مراين بناى اخير را. چه، بود وفات علامه قطب الدين مذكور در سنۀ تسعين و تسعمائۀ و وفات علاّمه ازرقى وفاسى قبل از وى فَلْيتَدَ بَّرْ.
فايده
بدان كه اين جمله، ذكر بناى كعبۀ مشرّفه بود، امّا مرمّت در طرفى كه ضعيف گشته بود از كعبه، چنانچه درسقف و آستانه و باب و ميزاب و ساير اطراف، پس واقع گشته مرّات كثيره، كه ذكر نموده است حافظ ابن حجر در فتح البارى بعضى را از آنها و واقع گشته است است مرمّت در اطراف، بعد از زمان ابن حجر مرّات متعدّده، كذا ذكر الشيخ عبدالله البصرى فى شرح البخارى و غيره.
فايده
فتوا دادهاند علما به آنكه جايز نيست هدم ديوارى از ديوارهاى كعبه براى تجديد بنا، به واسطۀ آن كه عادت نگيرند ملوك، مثل اين فعل را، به طريق لعب، و لهذا منع كرد امام مالك - رحمه الله تعالى - مر هارون رشيد را در وقتى كه اراده نمود تجديد بناى كعبه را و اين همه، وقتى است كه ضرورت نباشد، اما اگر ضرورتى باشد؛ چنانكه غلبۀ سيل آمد و منهدم گشت چيزى از او، يا واقع گشت مصلحتى مستحسنه در اصلاح بعضى از اطراف، آن گاه جايز باشد اصلاح و مرمّت او، كما أوضحه ابن حَجَر فى المناهل العذبۀ فى إصلاح ما وَهَى من الكعبۀ.
فايده
علاّمه فاسى گفته: بدان كه بودند در اصل در داخل كعبۀ مشرّفه شش عدد ستون در دو صف و هم چنين بودند در عهد پيغمبر خدا9، تا آنكه نقصان كرد ابن زبير در وقت بناى خود از آنها سه