88داخل شود فردا اَوّلاً در مسجد حرام، همان شخص وضع كند حَجَر را در هرجا كه خواهد.
پس منتظر نشستند درآن شب، تا آنكه داخل شد در صباح آن، اوّلاً پيغمبر خدا9. پس تفويض نمودند امر حَجَر را به سوى او9، پس وضع كرد او حَجَر اَسوَد را در ركنِ بيتِ شريف؛ در موضعى كه معروف است إلى يومنا هذا.
نُهم بار، بنا كرد او را عبدالله زبير، به واسطۀ آن چه رسيده بود بيت را از ضَعف بنا، به سبب حريق و رخنۀ مجانيق، از دست حصين بن نمير كه امير شده، آمده بود از جانب يزيد براى قتال با عبدالله زبير و التجا آورد او به مسجدحرام و نصب كرد حصين مجانيق را، كه منهدم گشت به سبب آنها بعضى از ديوارهاى كعبه و منخرق گشت بعض از چوبهاى او و بعض كسوت او.
پس در اين اثنا حصين را خبرِ موتِ يزيد رسيد. پس بازگشت او به لشكر خود. پس خواست عبدالله زبيركه هدم كند بقيۀ ديوارهاى كعبۀ معظّمه را و باز تجديد كند بناى او بر وجه محكم.
و باز گرداند او را بر قواعد حضرت خليل، پس امر كرد ابن الزبير به شكستن تمام ديوارها و بيت را تا آن كه برسيد به زمين و ظاهر گشت قواعد ابراهيم. پس بنا كرد بيت را بر قواعد او و گردانيد باب كعبه ملاصق به زمين چنانكه پيشتر بود. و ادخال كرد مقدار هفتگز از موضع حطيم در كعبه، و فتح كرد در كعبه باب غربى را مقابلۀ باب شرقى كه آن هر دو باب الله بودند به واسطۀ استماع حديث كه روايت كند او را عايشه رضى الله عنها از آن حضرت6 و زياد كرد در ارتفاع بيت نُهگز ديگر تا آنكه گشت. جمله بلندى آن [هجده گز؟] و گويند كه بود ابتدا ابن الزبير در هدم كعبه براى تجديد بنا به تاريخ پانزدهم از جمادى الآخر سنۀ اربع و ستّين و تمام گشت بناى او به تاريخ بيست و هفتم رجب، از سنۀ مذكوره كما يفيده كلام المحبّ الطبرى [. . .] و قيل بود. اتمام بناى او در سنۀ خمس وستّين، كذا قال الفاسى.
دهم بار بنا كرد او را حجّاج بن يوسف [. . . ] و سبعين به امر عبدالملك بن مروان ولكن او نشكست از بناى ابن الزبير إلاّ ناحيۀ حطيم را فقط و بيرون كرد از بيت مقدار هفتگز را كه ادخال كرده بود آنها را ابن زبير در وى. پس بعد نقصان آن هفتگز باقى مانده طول بيت شريف ما بين حَجَر اَسود و ركن عراقى بيست و پنج گز، و ما بين ركن شامى و ركن يمانى بيست و چهارگز. و مسدود كرد باب غربى كعبه را، و مرتفع كرد باب شرقى را از زمين مقدار چهار گز و يك شِبر، و ترك كرد بقيۀ بيت را بر بناى ابن زبير، پس همين بنا كه الحال موجود است از بناى ابن زبير و حَجّاج باقى مانده است إلى يومنا هذا. و هذا حاصل ماذكر فى تواريخ مكّه و غيرها من الكتب.