87ششمبار، بنا كرد او را جُرْهُم، أعنى اولاد جُرْهُمْ بن قحطان بن عابر بن شامخ بن زرفحشد [أرفخشد] بن نوح و در بعضى روايات واقع شده است، تقديمِ بناى جُرْهُمْ بر بناى عمالقه.
هفتمبار، بنا كرد او را قُصى بن كلاب، كه أَبِ خامس حضرت پيغمبر9 است. پس سقف كرد او را به شاخههاى نخل و چوبهاى درخت دُوْم.
و علاّمه قطب الدين مكّى در تاريخ خود گفته كه: بنا كرد قُصى بيت شريف را بر قواعد حضرت خليل، و هم هركسى كه بنا كرد بعد حضرت خليل، بنا كرد او را بر قواعد ابراهيم، مگر قُريش مكّه، كه آنها كم كردند طول بيت را از جانب حطيم و اِخراج كردند حطيم را از بيت و حَجّاج هم بر بناى قُريش بنا نموده، حطيم را خارج نمود، چنانكه خارج نموده بودند قريش او را انتهى.
مخفى نماند كه اين بناى، كه يازدهم است، اين نيز واقع شده است بر مثل قريش در اِخراج حطيم و نيز هوايدا باشد كه مراد قطب الدين به بودن بناى هركسى بعد ابراهيم بر قواعد ابراهيم، كه موافق بود بناى هر يكى از آنها بر بناى ابراهيم، در جهت طول و عرض است فقط، اگر چه مخالفت واقع شده بود از ايشان از وجوه ديگر؛ چنانچه وضع سقف و زياده كردن در مقدار ارتفاع بيت به سوى آسمان و غير ذلك، فَلْيتَدَبّرَ.
هشتمبار، بنا كردند او را قُريش مكّه، در وقتى كه پيغمبر9 سىو پنج سال بودند و حاضر بودند در بناى او و كار مىكردند به نفسِ نفيسِ خود در وى. پس مخالفت كردند قريش با بناى حضرت ابراهيم در چهار چيز:
- يكى، آن كه زيادت كردند ارتفاع او را به سوى آسمان نُه گز، سواى نُه گزِ سابق. پس گشت بلندى او هژده ]هيجده [ گَز.
- دوّم، آنكه نقصان كردند از طول او مقدار هفتگز و بيرون داشتند آن را در محلّ حطيم، به واسطۀ آن كه نقصان كرد نفقۀ طيبه كه آماده ساخته بودند براى بناى بيت و آن، بيت را وفا نكرد براى اتمام بيت، پس اخراج كردند مقدار مذكور را از بيت.
- سوّم، آنكه بند كردند 1باب غربى را از كعبه، كه در مقابل باب شرقى بود.
- چهارم، آنكه مرتفع نمودند باب كعبه را از زمين، براى آنكه داخل نگردد كسى در بيت مگر به اذن ايشان.
پس منازعه كردند قبايل قريش در تعيينِ موضوعِ حَجَر اَسود، و مىخواست هر يكى از آنها كه بنهد آن حَجَر را به جانب محلّۀ خود، 2بعدِ مناقشۀ بسيار، راضى گشتند با هم برآنكه هر شخصى كه