93نبود. از همين رو طبيعى است كه اين سفرنامهها اطلاعات زيادى دربارۀ دزدى، غارت و آزاركاروانهاى شام توسط بدويان و عدم امنيت كاروان به دست دهند.
بهطور نمونه، اعتمادالسلطنه، سيفالدولۀ فراهانى ونايبالصدر شيرازيكه در دوران اقتدار دولت عثمانى به حج رفته بودند، در سفرنامههاى خود از امنيت كامل كاروان شام خبر مىدهند اما، اصفهانى كازرونى و نويسندگان سفرنامههاى ديگر، به ويژه آنها كه بعد از امينالدوله نوشته شدهاند، از غارت كاروانهاى حجاج توسط بدويان اطلاعات بيشترى دادهاند؛ چرا كه اين افراد، در دوران افول قدرت عثمانى در نجد حجّ خود را ادا كرده بودند.
گر چه دلايل غارت كاروانها توسط بدويان در آن زمان، خارج از موضوع بحث مقالۀ حاضر است اما دليل عمده اين بود كه به قول امين الدوله، شريف مكه و والى، مانندِ گذشته مطيع حكومت مركزى نبوده و از دستورات دولت عثمانى سرپيچى مىكردند؛ بنابراين، شگفت نيست كه امنيت اين راه در مقايسه با گذشته كاهش يابد و رو به افول رود.
كاهش امنيت راه شام به حدى بود كه به گفتۀ مؤلف مجهول «سفرنامۀ عتبات عاليات و مكه» ، امنيت كاروان شام حتى از امنيت كاروان جبل - كه از كوهها و معابر خطرناك عبور مىكرد - وضعيت بدترى پيدا كرد؛ كار به جايى رسيد، حتى اشخاصى كه از راه جبل مىآمدند، نسبت به آنان كه از راه شام مىآمدند، از امنيت بيشترى برخوردار بودند.
گزارش مؤلف ناشناخته، وضع ناگوار حاجيان كاروان شام را - كه نتيجۀ مستقيم ناامنى راه بود - به خوبى به تصوير مىكشد:
«دراين زمان، شامىها بهقدرى از وضع راه خودشان در اين ده منزل - كه از مكه به مدينه آمده بودند - آه وناله وشكايت كردند كه وضع حاجّ جبلى در مقام اينها به غايت نعمت و راحت بود كه قريب سى نفر پياده وعكام ومردم بى پا در اين راه از تشنگى هلاك شده وصد شتر مرده بودند. مردم بيچاره به زحمتهاى شديده دچار و نهب و غارت از حراميها و سارقين متصل در كار بوده. به هر جهت بى نهايت امسال [1317] بر حاج تلخ و ناگوار و به عسرت و محنت گذشته كه واقعاً مردمان كامل را ديدم از جان خود به ستوه آمدم، شكايتها و نالهها داشتند بهطورى كه اگر آقايان عظام، علماى اعلام از اين ترتيبات امساله اطلاع ميداشتند حكم به حرمت اين مسافرتها مى