110ميفرمايد:
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَۀَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما .
«صفا و مروه همواره از شعائر خدايند؛ پس هر كه خانۀ خدا را زيارت كند يا عمره گذارد (در اين دو صورت) بر او گناهى نيست كه ميان آن دو طواف كنند.» (بقره: 158) .
به هر ترتيب، اين سفر مهم و بزرگ، با فرهنگ و انديشۀ اسلامى گره خورده و بزرگان و تربيت يافتگان اين فرهنگ، هركدام نگرش خاص خود را نسبت به آن ارائه كردهاند. شاعران انديشهمند و عارف ما نيز به نوعى اين سفر معنوى را در شعر خويش منعكس كردهاند.
نگارنده براى نماياندن چگونگى بازتاب اين سفر در شعر شاعران عارف و متكلّم فارسى زبان، بحث را در چهار محور، دنبال ميكند:
- نگرش و تحليل شاعران نسبت به آيينها و مناسك حج.
- تأكيد شاعران بر حج باطنى و انتقاد از توجه به حج ظاهرىِ صرف.
- اشاره به تحمّل سختيهاى سفر حج.
- استفاده از آيينها و مناسك حج براى بيان مفاهيم عاشقانه.
1. نگرش و تحليل شاعران نسبت به آيينها و مناسك حج
اگر شعر شاعرانى چون سعدى، مولوى، حافظ و ناصر خسرو را در زمينۀ آيينها و مناسك حج بررسى كنيم، خواهيم ديد اين چند شاعر، از دو منظر به مناسك حج نگريستهاند؛ شاعرانى چون سعدى، مولوى و حافظ از منظرى عارفانه در اين زمينه سخن گفتهاند و شاعرى مانند ناصر خسرو كه از متكلّمان اسماعيلى است، نگرشى تأويلى (باطنى) نسبت به مناسك حج درد. براى نمونه، سعدى ضمن اشاره به كعبه، به عنوان قبلۀ ظاهرى، با نگرشى عارفانه - عاشقانه به قبلۀ معنوى كه همان ديدار دوست است، اشاره ميكند و بر اين باور است كه بايد ديد در روز قيامت نماز چه كسانى مورد قبول است.
تا خود كجا رسد به قيامت نماز من من روى در تو و همه كس روى در حجاز
(كليات سعدى، ص531)
مولوى نيز با نگرشى عرفانى نسبت به احرام بستن حاجيان، معتقد است: احرام واقعى زمانى محقّق مى شود كه آدمى جامۀ هستى و خود پرستى را از سر به در آورد.