109آسوده و آزاد گرداند.» (مصباح الهدايه، 1381، ص263)
همچنين وى تأثير سفر را كمتر از نوافل روزه و نماز نميداند:
«و تأثير سفر در تليين نفوس، كم از تأثير نوافل صوم و صلاۀ نباشد.» (همان، ص263)
همچنين محمد بن منور در كتاب اسرار التوحيد - كه دربارۀ مقامات ابوسعيد ابو الخير است - از ابوالحسن خرقانى اين چنين نقل ميكند:
«در ابتدا دو چيز وايست كرد؛ يكى سفر و يكى استادى وايست گرفت.»
(اسرار التوحيد،1386، ص47) .
آنچه از اين سخن به دست ميآيد، اين است كه به همان اندازه كه پيروى از پير و استاد در طى مراحل سلوك مهم است، به همان اندازه رفتن به سفر در انديشۀ عرفانى داراى اهميت است. ابوالقاسم قشيرى كه از عرفاى بزرگ تمدّن اسلامى است، فصلى از كتاب رسالۀ قشيريه را به سفر و اهميت عرفانى آن اختصاص داده است. وى در بارۀ اهميت سفر نزد عرفا چنين مى گويد:
«و چون رأى بسيار از اين طايفه، اختيار سفر بود، اين باب در اين رسالت در ذكر سفر بياوردم از آنك معظم كار ايشان بر اين است.» (رساله قشيريه،1381، ص487)
بر همين اساس، مسافر نزد اهالى عرفان و تصوف از احترام خاصى برخوردار است. قاضى حميد الدين بلخى در اين باره مى گويد:
«عزيزترين مهمان در خانقاه اهل تصوف، مسافر است.» (مقامات حميدى،1372، ص130) .
به هر ترتيب، سفر يكى از امور فطرى است كه آدمى در اثر آن، علاوه بر التيام جسم و جان خويش با فرهنگ و تمدن ديگر شهرها و كشورها آشنا مى شود.
در اين مقاله پس از بررسى انواع سفر، به بازتاب سفر حج - به عنوان سفرى معنوى و روحانى - در پارهاى از متون عرفانى و كلامى شعر فارسى پرداخته مى شود:
بازتاب سفر حج در برخى از متون عرفانى و كلامى شعر فارسى
سفر حج از، افزون بر تأثيرات روحى و معنوى كه دارد، قرآن كريم بر انجام آن فرمان داده است. خداوند در سورۀ بقره، در بارۀ اهميت مناسك حج و حفظ آن، به عنوان يكى از شعائر الهى،