108
مقدمه
جسم و روح آدمى در اثر فعاليتهاى مختلف اجتماعى و پرداختن به امور زندگى روز مره، دچار خستگى شده و حالت افسردگى دامنگيرش ميشود. روشن است كه بهترين راه درمان چنين حالتى، و زدودن دل آزردگى از جسم و جان، رفتن به سفر است. گرايش و علاقه به سفر، از امورى است كه در فطرت آدمى به نيكى تعبيه شده و بر همين اساس است كه خداوند متعال در آيات متعدد، بر رفتن به سفر و به ويژه سير و سفر هدفمندانه تأكيد كرده است؛ از جمله در سورۀ غافر مى فرمايد: أَ وَ لَمْ يَسيرُوا فِى الأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَۀُ الَّذينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ. . . ؛ «آيا در زمين، سير (تاريخى و جغرافيايى) نكردند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از ايشان بودند، چگونه بوده است. . . ؟» (نحل:36)
چنان كه از اين آيه و آيات مانند آن روشن مى شود، خداوند افزون بر تشويق به سير و سفر، سير و سفر انديشه مندانه و هدفمند را مورد تأكيد قرار داده است. البته در قرآن كريم، واژۀ سفر نيز به كار رفته است كه بيشتر بر احكام فقهى تكيه دارد؛ از جمله در سورۀ بقره، اين گونه آمده است: فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّۀٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَر. . . ؛ «پس هركس از شما بيمار يا در سفر (عذر آور) بود ( به همان شماره) ، تعدادى از روزهاى ديگر (غير از ماه رمضان) را روزه بدارد.» (بقره: 184) همچنين واژۀ «ضرب» در قرآن به معناى سفر به كار رفته است: وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِى الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاَۀ ؛ «و چون در زمين به زحمت و نگرانى پاى زديد. . . پس گناهى بر شما نيست كه از (كيفيت) نماز بكاهيد.» (نساء: 101) .
به هر ترتيب، سفر و آداب آن، از ديرباز مورد توجه بزرگان دين بوده است؛ به گونهاى كه در متون برجستۀ عرفانى نيز فصلى در آداب آن، نگاشته شده است و عارفان آن را يكى از وسايل تزكيه و تربيت نفس شمردهاند؛ از جمله عزالدين كاشانى دربارۀ سفر، اينگونه مينويسد:
«شك نيست كه سفر در تمرين نفوس طاغيه و تليين قلوب قاسيه، اثرى عظيم و فايدهاى جسيم دارد؛ چه مهاجرت اوطان و خلان و مفارقت معهودات و مألوفات ومصاهرت بر مصائب و نوائب، نفوس و طباع را از ترسم و تقيد به رسوم و عادات و قيود مرادات،