80در اين مسجد بود به نزد خود خواند. اين درخت نيز نزد پيامبر (ص) آمد. آنگاه ايشان از درخت چيزى پرسيد و به آن دستور داد به جاى پيش بازگردد و درخت چنين كرد. . .
4. مسجدى در «طوى» در بالاى مكه، واقع در ميان دو تنگهاى كه حاجيان از آنجا وارد مكه مىشوند.
5. مسجد سرر. . . اما تعيين مكان دقيق اين مسجد اكنون ممكن نيست. بلكه سمت آن را نيز نمىتوان مشخص كرد.
6. مسجدى در عرفه، از سمت شمالى مسجد ابراهيم. اين مسجد آن نيست كه امام نماز مىگزارد. اين مساجد در زمان ما شناخته شده نيستند. . . .»24
** كتاب «الإعلام بأعلام بيت الله الحرام فى تاريخ مكۀ المشرفۀ» ، تأليف امام محمد قطب الدين بن احمد علاء الدين بن محمد نهروالى مكى، مشهور به قطبى (990 - 917ق.) .
محمد قطب الدين، نام عنوان پايانى كتاب خود را «خاتمۀ فى ذكر المواضع المباركۀ و الأماكن المأثورۀ بمكۀ المشرفۀ»25 مىگذارد و در آن، اماكن تاريخى و مأثور را بر مىشمارد.
ايشان در اين بخش، به شكل مفصل و با پژوهش تاريخى و سازمان يافته، به شناساندن اين اماكن پرداخته و ابتدا از اماكنى سخن مىگويد كه در رسالۀ حسن بصرى (ره) از آنها ياد شده است. سپس اماكنى را معرفى مىكند كه نقاش آنها را مرتبط با اين اماكن مىداند.
نخستين اين مكانها «خانۀ حضرت خديجه3» است. پس از آن، «زادگاه پيامبر9» ، سپس «دار ارقم مخزومى» است. وى در ادامه، مكانهاى ديگر را به همراه شرح تاريخ و چگونگى ساخت آنها مىآورد. قطبى نهروالى به ذكر مكانهايى بسنده مىكند كه در زمان ايشان معروف بودهاند. وى در پايان نوشتار خود مىنويسد: «ما به اماكن معروف و شناخته شده بسنده كرديم.»26
** كتاب «الأرج المسكى فى التاريخ المكى وتراجم الملوك والخلفا» ، تأليف: علامه علىبن عبد القادر طبرى (متوفاى 1070ق.) .
نويسنده در فصل سوم كتاب، با عنوان «اماكن مشهور مكه و مساجد آن» نوشته است:
«در مكه و پيرامون آن، مكانهاى مشهورى هست كه زيارت آنها مستحب مىباشد. به غير از مسجد الحرام، مساجد و منزل گاههاى فراوانى هست كه پيشينيان آنها را ذكر كردهاند. آن دسته از مساجدى كه آنان بيان كردهاند، در اينجا يادآورى مىشوند. ملاك ما، در نام بردن از آنها، مساجدى است كه در زمان ما وجود دارند. زادگاههايى كه پيشينيان نام بردهاند، در زمان ما همگى به مسجد تبديل شدهاند. . .»27
نخستين مكانىكه در اين كتاب نام برده مىشود، «زادگاه پيامبر (ص)» است. وى مىنويسدكه آن، در دهانۀ شعب على است. اين مكان معروفى استكه پيشينيان ذكركردهاند. ناصر عباسى (622 - 553 ق.) به آبادانى آنجا اقدام كرد. پس از وى، به ترتيب اشرف شعبان، حاكم مصر، ناصر فرج بن برقوق، ملك مظفر غسانى حاكم يمن و سلطان سليمان خان براى آبادانى اين مكان تلاش كردند. سلطان سليمان خان در سال 935 گنبد و مسجدى در اين مكان بنا كرد. پس از وى، سلطان غازى محمد خان ابن مولانا مقدس مراد خان - كه خداوند هر دو را بيامرزاد - در سال 1009 براى آبادانى اين زادگاه تلاش كردند. معمارى كه در ا ين سال براى اين كار استخدام شد، از بزرگان دولت عثمانى بود و «غضنفرآغا» نام داشت. براى اين اقدام كمك مالى فراوانى شد. ديوارهاى اين مكان بالا آورده شد و بر آن گنبدى بزرگ به همراه مناره بنا شد. از سوى ديگر در ديار رم براى آن وقف ايجاد گرديد. براى زادگاه پيامبر (ص) مؤذن، خادم و امام جماعت نيز تعيين شد كه براى هر يك از آنها نيز از محل غلات وقف ياد شده به صورت ساليانه مقدارى تعيين و ميان آنها تقسيم مىگرديد. پس از آن اين دولت شريف عثمانى يك مدرس را براى آنجا تعيين كرد تا دو روز در هفته در اين مكان يادشده تدريس كند.