72
قبايل حمله كننده به حجاج
به جز حملات قرامطه كه انگيزۀ مذهبى داشت، حملات قبايل عرب در يك دورۀ طولانى، دردسرهاى زيادى براى حجاج وحكومت عباسى و امراىآن ايجاد كرد. طى سالهاى 320 - 295 تعدادى از قبايل به كاروان هاى حج يورش مىبردند. اين حملات نزديك منزل «حاجر» صورت مى گرفت. آنان چهارپايان را همراه با بار و بنه مى بردند و گاه شمارى از زنان و كنيزكان را هم به اسارت مى گرفتند.31
در سال 303 گروهى از قبيلۀ طى، به فرماندهى حاتم خراسانى به كاروان حج يورش بردند و اموال حجاج را تصاحب كردند. حجاجى هم كه از دست آنان نجات يافتند، از تشنگى مردند. گروه ديگرى از اعراب عليه ابوحامد ورقاء بن محمد كه اميرى راه را داشت، يورش بردند كه او موفق به شكست آنان شد و شمارى را كشت و برخى را اسير گرفت كه آنان را به بغداد فرستاد. در آنجا آنان را كشتند و در آب دجله انداختند.32
نام قبيلۀ ديگرى كه در طول هزار سال در تجاوز به قبايل عربى ديده مى شود، قبيلۀ حرب است. مقتدر عباسى در اوايل به آنان پولى مىداد تا مانع از حملۀ ايشان به كاروان حج شود. اين پولى است كه به آن «خفاره» گفته مىشود. در كتابهاى فقهى هم در بارۀ شرعى بودن يا نبودن پرداخت آن بحث شده است. اين قبيله بيشتر ميان راه مكه - مدينه بود و تا اين اواخر هم سفرنامه نويسان قاجارى از حملات آنان به كاروان هاى حج ياد كردهاند.
در سال 355، بار ديگر قبيلۀ بنوسليم به كاروان حج حمله كرد اما اين بار حملۀ آنان متوجه كاروان هايى بود كه از شمال آفريقا و بلاد شام مىآمدند. اين كاروان مشتمل بر بيست هزار شتر از شام، هزار و پانصد از مصر و دوازده هزار از مغرب بود. بسيارى از اينان همراه خانوادۀ خود از آن ديار گريخته و بنا داشتند از راه عراق در بغداد سكونت گيرند. مشكل ناامنى ايجاد شده در آن نواحى، به دليل حملات بيزنطىها بود. قبيلۀ بنوسليم بر اين كاروان مسلّط شده، اموال آنان را گرفتند و اكثريت حجاج جان خود را از دست دادند.33
در سال 363 قبيلۀ بنوهلال بر كاروان حج عراقى يورش برده، بسيارى از آنان را كشتند. در اين سال تنها شمار اندكى كه جلوتر رفته و نجات يافتند، توانستند حج انجام دهند.34
بنوشيبان از قبايل ديگرى بود كه به عراق و راه عراق حمله مىكرد. عضدالدوله با ترتيب سپاهى دست به عملياتى عليه آنان زد و قلع و قمعشان كرد؛ به طورى كه بغداد و سواد عراق از دست آنان آسايش يافت. عضدالدوله توانست شمارى از سران اين حملات را كشته و راه را امن سازد.35
در سال 379، رييس قبيلۀ بنى طى، به اسم ابن جراح طائى حجاج را ميان دو منزل فيد و سميرا متوقف كرده و آنان را وادا داشت كه سيصد هزار درهم، به علاوۀ مقدارى لباس پرداخت كنند. سپس به آنان اجازۀ عبور داد.36
در سال 384 هم كسى از عراق و شام به حج نيامد و دليلش آن بود كه شمار زيادى از اعراب به فرماندهى اصيفر منتفقى مانع از آمدن شدند و ادعا كردند سكه هايى كه سال قبل به آنان داده شده مشكل داشته و بايد عوض آن را بدهند.37 در سال بعد، امير بدر بن حسنويه كه حاكم منطقۀ جبال و همدان بود تعهد كرد تا ساليانه مبلغى پنج هزار دينار بدهد تا حجاج در امن و آسايش به حج بروند.38 بعد از درگذشت بدر بن حسنويه باز مشكل مطرح شد و تا مرگ اين اصيفر منتفقى در سال 410 ادامه داشت.
از سال 402 قبيلۀ خفاجه حملات خود را آغاز كرد. آنان در منزل «العقبه» به حجاج يورش برده و بسيارى را كشتند و اموالشان را بردند. با رسيدن نيروهاى كمكى آنان گريخته و برخى از اموال به صاحبانش بازگردانده شد.39 اين خفاجه در سال 426 تا آنجا پيش رفت كه به كوفه حمله كرد و اموال مردم را غارت نمود. حملات خفاجه تا اواخر اين قرن ادامه دارد.40
در همين قرن از قبيلۀ بنى نبهان هم به عنوان قبيلهاى كه به كاروان حج حمله مىكرده، ياد شدهاست. ابن اثير ذيل حوادث سال420 با اشاره به رسيدن كاروان حج خراسان مى نويسد:
وقتى اينان به «فيد» رسيدند، حماد بن عدى رييس بنى نبهان يورش آوردند. كاروانيان حاضر به پرداخت پنج هزار دينار شدند اما آنان نپذيرفتند. در اين زمان يك جوان خراسانى تيرى به رييس اعراب زد و آنان پراكنده شدند و حجاج سالم به حج رفتند.41