90است. اينكه در فلان تاريخ در كجا بوده، چه اندازه توقف كرده، چه تجربههايى به دست آورده و چه زمانى حركت كرده، با چه وسيلهاى رفته و بهكدام مقصد عزيمت نموده و. . . حاصل، رعايت امر زمان ومكان است.
وى در ثبت منازل، مانند بسيارى از منازلنامهها حساس است، اما در برخى موارد، به دليل سرعت حركت، از اين كار باز مىماند:
«چون در راه، آبادى كمتر بود، زيادتر در صحرا مىافتاديم. از آن جهت، نوشتن اسامى منازل متعذّر است.»
شيرينى يك سفرنامه، بستگى به آن دارد كه نويسنده، توجه خويش را معطوف به كدام امر كرده باشد و مهمتر آنكه، چه مسائلى برابر ديدگان او قرار گرفته باشد. براى نمونه، از نكات برجسته و مهم در اين سفرنامه، گزارش وباى سال 1310 در حج است كه به نظر بىسابقه مىآمد و اطلاعات نويسندۀ ما از اين حيث، به يقين براى تاريخ حج گزارى مسلمانان در آن سال و نيز تاريخ شهر مكه نهايت اهميت را دارد.
زيارت اماكن زيارتى
نويسنده، سنّى كردِ ايرانى است و اين سبب شده است كه نوشتهاش در دو زمينه حاوى مطالب تازه باشد؛ نخست آنكه ما در ميان سفرنامههاى فارسى، اندك سفرنامههاى فارسى بر مذاق اهل سنّت داريم. در گذشته يك مورد را كه سفرنامۀ مجدى بود، در كتاب «مقالات تاريخى، دفتر چهاردهم، صص 212 - 119» چاپ كردم و اكنون اين حج نامه، دوّمين سفرنامۀ فارسى با گرايش سنى است.
به هر حال، بر اساس اين سفرنامه كه به خصوص روى مناسك و زيارات تكيه دارد، مىتوان انجام فريضۀ حج و زيارات مربوط را بر اساس يك مذهب مشخص دريافت. همين جا بايد تأكيد كنم كه نويسنده نسبت به تشيع نگاهى مثبت دارد؛ چنان كه در قاهره ميكوشد خانهاى در كنار رأس سيد الشهدا اختيار كند. وى نسبت به حضرت زهرا و ائمه بقيع (عليهم السلام) نيز احترام ويژهاى مىگذارد؛ چنان كه زيارتنامۀ حضرت زهرا (س) را در دو مورد درج مىكند.
به هر روى، او يك صاحب منصب ايرانى است كه پيش از رفتن، در تبريز به ديدار آيت الله ميرزا جواد آقا تبريزى هم مىرود.
اماكن زيارتى مكه و مدينه مورد توجه خاص مؤلف بوده و به بيشتر آنها سرزده است، جز آن كه پس از شيوع وبا در مكه - كه در روزهاى يازدهم و دوازدهم ذى حجه آغاز شده - وى در بازگشت از منا، نتوانسته اماكن ديگر را زيارت كند. او در جايى مىنويسد:
«هر چند خيال بود وضع مكۀ معظّمه را جهت تفريح خاطر احباب كاملاً توضيح نمايد، ليكن شدّت وبا كه نمونۀ رستاخيز بود، با كسالت و ملالت مانع آمده، توضيح آن به وجه اكمل به عمل نيامد.»
طبيعى است بخش مدينۀ آن مفصلتر ميباشد و آنچه در آن روزگار زيارت آن مرسوم بوده، زيارت شده است. وى در اين باب نكاتى تازه دارد؛ از آنجمله اشاره به اين است كه در آن زمان، در مدينه دو مسجد الاجابه بوده، در حالى كه ما يك مسجد الاجابه بيشتر نمىشناسيم. همچنين از محلى در داخل مسجد قبا، با نام «طافۀ الكشف» نام برده است. در بارۀ مسجد ثنايا در اُحُد نيز توضيحات جالب توجهى دارد. بنابر اين، اين سفرنامه، از اين زاويه نيز مىتواند مورد استفاده قرار گيرد.