62زمامدارى موروثى سلسلۀ اموى دنبال ميكرد اما موفقيت اين طرح از اين جهت دشوار بود كه در ميان افكار عمومى، به ويژه صحابه و مسلمانان برجستهاى كه هنوز در قيد حيات بودند و روش و منش پيامبر اسلام (ص) را به ياد داشتند، يزيد به عنوان فردى لاابالى، فاسق و بى دين جايگاهى نداشت و طبيعى است آنان چنين فردى را به عنوان خليفه مسلمانان پذيرا نبودند.
تا زمانى كه امام حسن (ع) در قيد حيات بود، طرح چنين مسألهاى از سوى معاويه نميتوانست مقبول بيفتد؛ چرا كه يكى از مواد صلح ميان ايشان و معاويه اين بود كه: معاويه براى خود جانشينى انتخاب نكند. پس از شهادت امام حسن مجتبى (ع) گرچه منع طرح اين مسأله برداشته شد، اما مانع بزرگتر در تحقّق ولايتعهدى يزيد، مخالفانى بودند كه بيشتر در مكه و مدينه سكونت داشتند. از ميان اين مخالفان ميتوان به حسينبن على (ع) و اشخاصى مانند عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر، عبدالله ابن عمر و عبدالله بن زبير اشاره كرد.
معاويه در بيعت گرفتن براى يزيد و جلب نظر چنين مخالفانى، كه از شخصيتهاى برجسته و ممتاز مسلمانان بودند، سفرهايى به مكه و مدينه داشت. اين سفرها مربوط به زمانى بود كه معاويه براى حج يا عمره، شام را به مقصد حجاز ترك ميكرد. بنابراين، براى اينكه روشن شود معاويه چه سالهايى براى گرفتن بيعت از اين افراد، به اين شهر (مكه) رفته، بايد ديد در چه سالهايى در حج يا عمره حضور يافته است. با مراجعه به منابع اوليۀ تاريخى، چنين به دست مى آيد كه معاويه در طول زمامدارى بيست سالۀ خود، دو بار حج گزارد؛ 1. در سال 44 ق. 2. در سال 50 ق. 1وى در سال 56 ق. نيز به سفر عمره رفت. 2
ابن اعثم از ديدار معاويه با حسين بن على (ع) در مكه خبر مى دهد و مينويسد:
«روزى معاويه امام حسين (ع) را نزد خويش خواند و از بيعت مردم ساير شهرها و امتناع مردم مدينه با وى سخن گفت و منتظر شنيدن نظر وى شد. حسين (ع) فرمود: درنگ كن اى معاويه و در اين كار بهتر از اين بينديش كه تمشيت مهم خلافت را كس هست كه او از يزيد، هم به ذات خويش، هم بهپدر و هم به مادر بهتر است. معاويه گفت: مگر از اين كس، خويشتن را مى خواهى؟ حسين (ع) گفت: اگر خويشتن را خواهم دور نخواهد بود. معاويه گفت: بشنو اى ابا عبدالله تا بگويم در آنچه مادر تو بهتر از مادر يزيد است، شبهتى نيست و نيز پدر تو را فضيلت و قرابتى كه با مصطفى (ص) است، هيچ جاى انكار آن نيست، اما تو و او، والله كه او امت محمد (ص) را و اقامت لوازم خلافت را بهتر از تو هست.» 3معاويه كه خود مى دانست جوابش در مقابل حسين بن على (ع) قانع كننده و قابل قبول نيست، وى را از وفادارى مردم شام نسبت به يزيد بيم داد. 4
نخستين تلاش معاويه در مكه و مدينه براى گرفتن بيعت براى يزيد، در سال 44 صورت گرفت، همان سالى كه براى حج به مكه رفته بود. اما از اين پس، تا سال 51 ق. سخنى از بيعت براى يزيد به ميان نياورد، هرچند هدايا و بخششهاى خود، حتى از مخالفان يزيد هم قطع نكرد. 5
اقدام ديگر معاويه در جلب بيعت براى يزيد، فراخوانى نمايندگان ديگر مناطق اسلامى به شام بود تا موافقت خود را با وليعهدى يزيد اعلام كنند و از مردم منطقۀ تحت حكومت خود بيعت بگيرند. در پاسخ به اين دعوت، فرماندار مكه همچون ساير شهرها نزد معاويه رفت، البته در مورد سال وقوع اين رخداد، منابع اتفاق نظر ندارند؛ ابن اعثم سال 55