41- پيامبر (ص) در آن احرام، از مسجد شجره محرم شدند و در روايات ديگر - كه بعضى از آنها صحيحه است؛ مانند صحيحۀ حلبى، «مسجد شجره» آمده، ليكن تفسير به ذوالحليفه شده است و اين روايت مىشود مانند آن و همان جوابى كه در آنجا داده شد در اينجا نيز مىآيد.
اينكه پيامبر (ص) ازآن مكان محرم شدند، دليل بر وجوب احرام ازآن مكان نيست بلكه مىتواند مستحب و يا اَفضل باشد.
پيامبر (ص) از آن مكان محرم شدند، ليكن مسجد را ميقات نخواندند بلكه در روايات ياد شده (الْمَوَاقِيتِ الَّتِي وَقَّتَهَا رَسُولُ اللَّهِ (ص)) ذوالحليفه را ميقات معرفى كردند.
در روايت ديگر تصريح شده است كه پيامبر (ص) نماز را در داخل مسجد خواندند ولى پس از آن، از مسجد خارج شدند و احرام در بيداء واقع شد. به اين روايت توجه كنيد:
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ. . . «وَ هُوَ مَسْجِدُ الشَّجَرَةِ كَانَ يُصَلِّي فِيهِ وَ يَفْرِضُ الْحَجَّ، فَإِذَا خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ وَ سَارَ وَ اسْتَوَتْ بِهِ الْبَيْدَاءُ حِينَ يُحَاذِي الْمِيلَ الأَوَّلَ أَحْرَم» . 1
بنابراين، با توجه به اينهمه روايات، نمىتوان به آن روايت تمسككرد كه ميگويد ميقات، مسجد شجره است.
قرائنى بر رأى صواب
پس از بيان مطالبى كه گذشت، اكنون به طرح قرائنى ميپردازيم كه ما را به رأى صواب و نظريۀ درست مىرساند:
1. همانگونه كه ديديم، برخى روايات، احرام اهل مدينه را از ميقات ذو الحليفه دانست و در هيچيك ازآنها نگفت احرام ازمسجد شجره باشد، بلكه درمقام تفسير فرمودند:
«هُوَ الشَّجَرَةِ» .
يا در بعضى روايات،
«هُوَ مَسْجِدُ الشَّجَرَةِ» آمده است. پس بعضى مطلق است مانند صحيحۀ معاويۀ ابن عمار:
عن أبي عبدالله (ع)
وصحيحة أبي أيّوب؛ «فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص)
: وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَدِينَۀ ذَا الْحُلَيفَۀ» . 2
ولى در دستۀ دوم از روايات؛ مانند صحيحۀ على بن رئاب،
«قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع)
عَنِ الأَوْقَاتِ الَّتِي وَقَّتَهَا رَسُولُ اللَّهِ (ص)
لِلنَّاسِ، فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص)
وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا ا لْحُلَيفَۀ وَ هِى الشَّجَرَۀ»
. 3كه تفسير به شجره شده است و در بعض روايات مانند صحيحۀ حلبى، 4ابواب مواقيت فرموده است:
«وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ وَ
هُوَ مَسْجِدُ الشَّجَرَةِ» .
2. در هيچ يك از روايات نيامده كه بايد احرام از مسجد شجره باشد و يا حتى مسجد شجره ميقات باشد. بنابراين، جاى حمل مطلق برمقيد نيست بلكه از موارد جزء و كلّ است و حداكثر فرمودهاند: ذوالحليفه همان شجره و يا مسجد شجره است.
3. سخن مرحوم شهيد بود كه پيشتر گذشت
.
گرچه انجام احرام در مسجد را به «قيل» نسبت داده، ليكن يافت نشد كه گويندۀ «قيل» كيست. در اين ميان، همانگونه كه در بخش فتاوا بيان شد، احتياطى كه در كلمات بعضى از بزرگان آمده و از كلام مرحوم شهيد و ديگران معلوم مىشود، نام آن منطقه، «ذوالحليفه» بوده است.
4. با توجه به اينكه اشعار و تقليد حكم احرام را دارد و در روايات آمده است: