39مرحوم شهيد، با اين عبارت، به دو پرسش مهم پاسخ مىدهد:
1. چرا احرام از ذوالحليفه افضل و برتر است؟
- پاسخ: براى تأسى و متابعت از پيامبر گرامى؛ چرا كه مسلّم است پيامبر (ص) از آن مكان مُحرم شدهاند.
2. چرا از مسجد شجره در ذو الحليفه احوط است.
پاسخ: قدر متيقّن از آن مكان، مسجدى است كه در آن واقع است؛ به عبارت ديگر، با توجه به سه دسته از رواياتى كه گذشت كه محل احرام را ذوالحليفه يا شجره و يا مسجد شجره ميدانست، به دست ميآوريم كه قدر متيقن از مكان احرام مسجد شجره است و احرام به يقين صحيح است. پس اگر در خارج از مسجد محرم شود، بايد ببينيم در ذوالحليفه بوده يا خير و بهعبارت بهتر: حمل مطلق بر مقيد شده است؟ كه مطلق «همۀ منطقۀ ذوالحليفه» و مقيد «مسجد شجرۀ واقع در ذوالحليفه» است.
نكته سوّم: بزرگانى از علما، ذوالحليفه را ميقات دانستهاند؛ به طورى كه محرم شدن از خودِ مسجد را لازم نشمردهاند. براى نمونه، اگر در كلام مرحوم شهيد (كه گذشت) دقت كنيم، ميبينيم كه ايشان لزوم احرام از مسجد را به «قيل» كه همان قول ضعيف است، نسبت ميدهد.
به نظر ميرسد علما و فقيهان نادرى كه درون مسجد را براى احرام متعين دانستهاند، در اخبار و روايات دستۀ سوم، ذوالحليفه را تفسير به مسجد شجره كردهاند. اما مرحوم شهيد با بيان مختار خود، «قيل» را به اين گروه نسبت ميدهدكه احرام را از مسجد لازم دانستهاند و با اين بيان، اين قول را رد مىكند و غير قابل قبول مىداند.
نكته چهارم: با دقت در فتاوا و آراى فقها، مىبينيم كه بسيارى ازآنها احرام از خارج مسجد را كافى و مجزى مىدانند. افزون بر اينكه همان قول «قيل» كه احرام از داخل مسجد را لازم مىدانستند، در صورت معذور بودن از ورود به مسجد؛ مانند حايض، ميگويند: احرام از خارج مسجد كفايت مىكند، كه از آنجملهاند مرحوم آيت الله بهجت. 1به اين عبارت كه در مواقيت الاحرام آمده دقت كنيد:
أحدها: ذو الحليفة. . . قد اختلفت عبارات الأصحاب في تعيين الميقات المذكور، في الهداية للصدوق - رضوان الله عليه -: و لأهل المدينة ذوالحليفة و هو مسجد الشجرة. و في النهاية: و وقّت لأهل المدينة ذا الحليفة و هو مسجد الشجرة. و في المراسم: و ميقات أهل المدينة ذو الحليفة و هو مسجد الشجرة. و في الغنية: و هو لمن حجّ في طريق المدينة ذوالحليفة و هو مسجد الشجرة. و في إشارة السبق: أو مسجد الشجرة و هو ذات الحليفة و يختص بأهل المدينة و من سلك مسلكهم. و في المعتبر: لأهل المدينة ذوالحليفة و هو مسجد الشجرة.
وقد نسب إلى غير هولاء من الفقهاء القول بأنّ ميقات أهل المدينة ذو الحيلفة مع تفسيره بأنّه مسجد الشجرة. أو العكس» .
يعنى در عبارات بعضى از فقها، ميقات اهل مدينه، مسجد شجره معرفى گرديده كه آن، تفسير به ذوالحيلفه شده است.
مرحوم محقق عبارتى آورده كه مىتوان گفت اقوال را جمع كرده است؛ در شرايع مىفرمايد:
«و لأهل المدينة اختياراً مسجد الشجرة» .
و همچنين به عبارت مرحوم سيد يزدى در عروه كه ميان روايات جمع كرده،