38
أَحْرَمَ مِنَ الشَّجَرَةِ دُونَ الْمَوَاضِعِ كُلِّهَا» . 1
-رواي الأمالي: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) وَقَّتَ لأَهْلِ الْعِرَاقِ الْعَقِيقَ. . . وَ وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ وَ هُوَ مَسْجِدُ الشَّجَرَة» 2
-رواية المقنع: «قَالَ وَقَّتَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لأَهْلِ الطَّائِفِ قَرْنَ الْمَنَازِلِ. . . وَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ وَ هُوَ مَسْجِدُ الشَّجَرَة» . 3
به گفتۀ برخى از محدّثان، روايت مقنع همان روايت امالى است و هر دوى آنها مرسلهاند و عبارت روايت دوم همان روايت اول است.
بايد در سه دسته از روايات ياد شده، ملاحظه و دقت شود تا به دست آيد كه وجهى براى جمع ميان آنها مىتوان يافت يا خير؟ براى اينكه به نتيجۀ درست برسيم، توجه به چند نكته ضرورى است:
نكتۀ اوّل: هيچيك از رواياتيكه گذشت، در مقام بيان لزوم احرام از مسجد شجره نيست و همچنين از آنها استفاده نميشودكه ميقات اهل مدينه «مسجد شجره» است، بلكه آمده است: «ذوالحليفه» ميقات اهالى مدينه وكسانى استكه از مدينه عازم مكه هستند.
و در روايات دستۀ دوم نيز «ذوالحليفه» آمده، منتهى تفسير به «شجره» شده است.
و بالأخره در روايات دستۀ سوم كه تعبير «مسجد شجره» آمده، ذوالحليفه تفسير به مسجد شجره شده است؛ مانند صحيحۀ على بن رئاب كه گفت:
«سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع)
عَنِ الأَوْقَاتِ الَّتِي وَقَّتَهَا رَسُولُ اللَّهِ (ص)
لِلنَّاسِ فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص)
وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ وَ هِيَ الشَّجَرَةُ. . .»
پس ميقات همان ذوالحليفه است و مراد از ذوالحليفه، مسجد شجره است. در روايات دستۀ سوم كه مسجد شجره گفته شده، دو روايت آمد و آنها مرسلهاند؛ روايت مقنع و نيز صحيحۀ حلبى كه در امالى آمد؛
«وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ وَ هِيَ الشَّجَرَةُ. . .» و روايت دوّم، مرسلۀ حسين بن وليد، افزون بر مرسله بودنش كه سندش را مخدوش مىكند، لفظ «مسجد» را سؤال كننده آورده و در كلام معصوم (ع) نيامدهاست، بنابراين، تفسير «ذو الحليفه» به «مسجدشجره» تنها دريك روايت، آنهم صحيحۀ حلبى آمده كه گذشت. بنابراين، مجموعۀ روايات، ذوالحليفه را ميقات اهل مدينه مىداند و براى معرّفى بهتر آن، تفسير به «شجره» و يا «مسجد شجره» شده است.
نكته دوّم: براى اينكه بدانيم ميقات مسير مدينه كجاست و توضيحى در بارۀ مسجد شجره بدهيم، لازم است بدانيم «ذوالحليفه» شامل كدام ناحيه وكدام مكان است.
دانشمندان، فقها و واژه شناسان همگى بر اين نظريهاند كه ذوالحليفه نام آن محل و منطقه است و تنها مسجد شجره را شامل نميشود و سراغ نداريم كه كسى ادعا كند ذوالحليفه اطلاق به مسجد شجره ميگردد. به كلمات علما دقت كنيد:
-شهيد (ره) : «ذوالحليفه لتحالف قوم من العرب به. . . و المراد، الموضع الذي فيه الماء. و به مسجد الشجرة، و الإحرام منه أفضل و أحوط للتأسي، و قيل: بل يتعيّن منه لتفسير ذي الحليفة به في بعض الأخبار» . 4
«از آن رو ذوالحليفه گفتهاند كه قبيلهاى از عرب در آنجا سوگند ميخوردند. . . و مراد از آن، مكانى است كه درآن آب جمع مىشده است و در آنجا است مسجد شجره و احرام از مسجد افضل و مطابق احتياط است. . .»