26خدا، به مقام كامل معرفۀ اللهى رسيده و با معبود خود عهد و پيمان مراقبت دايم بسته است، گويى وقوف مشعر نيز همچون شعورش از عرفات مهمتر است كه خدا مشعر را در متن و عرفات را در حاشيه ياد كرده است، گر چه هر دو ركناند:
«فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ» . 1
«از عرفات كه كوچ كرديد، در مسجد الحرام بهياد خدا باشيد و او را ياد كنيد؛ چنان كه شما را هدايت كرد، در حالى كه پيش از آن در گمراهى بوديد.»
تاريكى شب، به هنگام وقوف در مشعر، همۀ امتيازات بى اساس را در زير پردۀ خود پنهان مى سازد. صحرايى است خالى و عريان. هم تو ساده و گمنامى، هم فضاى اطراف بى پيرايه. هيچ نشان و نمايى نيست. اين صحراى عارى از هر زينت و زيور مادى، ميهمان سراى پروردگار است. سكوت ملكوتى و عرفانى شب مشعر، زيباترين مكان براى پاك ترين انسانهاست؛ شبى است كه درهاى الطاف و عنايات بيدريغ خدا به روى بندگان باز است و نسيم رحمت مى وزد و باران مغفرت مى بارد؛ مشعر الحرام مكان پذيرايى خاص
«رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيم» است كه
«الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الأَرْض» .
شب مشعر الحرام، شب زارى و ضجّه است. شب ناله و سوز و مناجات. شب توبه و بازگشت. شب آشتى با خداى جهانيان. زمان تهجّد و شب زندهدارى.
مشعر، نشانۀ شعور و درك انسان گسسته از هوا و هوسها است. مكان راز و نياز زائران دلسوخته و پريشان. در آنجا شيفتگان حضرت بارى تعالى با كنار گذاشتن خواب دنيوى، به شب زندهدارى مى پردازند. بعضى در حال قيام و برخى در حال ركوع و جمعى در حال سجودند. آسمان پر ستارۀ مشعر، با صفا و لطافت عجيب و تشعشع و تلألؤ كواكب درخشانش كه توأم با هيبت خاصى است، حالى ملكوتى و جذبهاى روحانى به انسان مى بخشد و در آن تاريكى شب، چيزى جز خدا حاكم نيست و صدايى جز صداى خداجويى از اطراف آن وادى بهگوش نميرسد.
فرداى مشعر، روز رمى شيطان است و حجاج هنگام وقوف در مزدلفه با جمع كردن سنگريزهها نيرو ميگيرند و خود را مسلّح ميكنند تا با شيطان و هوسها به نبرد برخيزند و با هر عصيانى بستيزند و فقط براى اطاعت امر محبوب خويش در آستانۀ قدّيسش سر تسليم فرود آورند.
بيتوته در منا؛ تمنّا از خدا
آنگاه كه وقوف و بيتوتۀ زائر در مشعر به آخر ميرسد، بين الطلوعين (روز دهم ذى حجه) را در مزدلفه ميماند و بعد از طلوع آفتاب، به سمت منا كوچ ميكند و وقوفى ديگر را با زمانى طولانيتر آغاز ميكند. در عرفات و مشعر الحرام، تنها وقوف و درنگ و انديشيدن كافى بود گر چه داراى اسرار و رموز نيز بود، امّا اينجا (منا) ، حاجيان بايد دست بهكار شوند. منا، جاى تحقّق بخشيدن به آرزوها و بهكار بستن تصميم ها است. عملى ساختن شناخت هاى «عرفات» و موشكافيهاى «مشعر الحرام» .
منا، از مادۀ «تمنّى» و «منيه» است و منيه به معناى آرزو است، پس لازم است در سرزمين منا، تمام آمال و آرزوها را كنارى نهاده، دل به خداوند متعال بسپاريم و بس.
امام على بن موسى الرضا (ع) فرمود:
«تَمَنَّ عَلَى رَبِّكَ مَا شِئْتَ، فَتَمَنَّى إِبْرَاهِيمُ فِي نَفْسِهِ أَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ مَكَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ كَبْشاً يَأْمُرُهُ بِذَبْحِهِ فِدَاءً لَهُ فَأُعْطِيَ مُنَاهُ» . 2